X
تبلیغات
رایتل

سلفی

سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:00

میخواستم این پُست را اینطوری شروو کنم که پشت فرمان توی ترافیک فلان ... بعد ذهنم از این شاخه به آن شاخه شد و حرفم یادم رفت و به این فک کردم که چقد این عبارت (پشت فرمان توی ترافیک فلان ) را در پُست های مختلف تکرار کرده ام ... اصلن سبک زندگی عصر و روزگار جدید ، یکسری المانها و نمادهای مختص خودش را دارد ، یکیش همین ترافیک که خیلی مهم است چون یک بخش قابل توجهی از بیست و چار ساعتمان را توش غوطه وریم ...

.

مثل « سلفی » که تا همین چن وخت پیش وجود خارجی نداشت اما حالا یک مفهوم شناخته شده ، پرکاربرد و دارای جایگاه است ... و بیچاره ما و آنهایی که به سلفی به چشم فان نگاه می کنیم و می کنند ... انگار یک آلزایمر وحشی واگیردار به گله مان زده و به همین زودی عکسهای کاغذی سالهای نه چندان دور آلبومهای بزرگ سیمی را یادمان رفته که توی عکسهای دسته جمعی جا برای سوزن انداختن نبود ، سر و دست میشکستیم برای بودن توی عکسها و به زور خودمان را توی کادر جا می کردیم و عکاس هی میگفت یه کم جمع و جورتر ، یه کم دیگه ، یه ذرره دیگه ، آها ، آففرین ... و نتیجهء کار همیشه بامززه بود ، توی اینجور عکسها آدمها پوزیشنشان معمولن مثل تخمه های یک گل آفتابگردان میشد ، وسطی ها و زرنگترها که اول از همه جاگیر شده بودند بانظم و ترتیب یکجا نشسته و جامانده ها و تمبل ها ، کج و کوله ، نامتعادل و یه لنگ پا ولی در جاذبه ای روو به مرکز کادر ...

.

اااااااه چقد من حرف میزنم ور ور ور ( تمام واو ها مکسوره ) ... هی ذهنم میرود برای خودش ... یحتمل تخصیر این همسایه بالایی ست ! یک پسربچچهء بانمک یکی دو ساله دارد و مدام در حال بازی کردن با پسرش است ، هر چیزی یک حددی دارد خب ! مرد گنده خجالت هم نمیکشد ! با آن هیکل صد کیلویی بیس چار ساعته مث گوریل انگوری بدو بدو میکند طوری که مطمئنم بلاخره یک روز سقف می آید پایین ! ...

.

چی می گفتم ؟ ... آها دربارهء سلفی بود که گفتم فک می کنیم پدیده ای به غایت فان است در حالی که نیست ... به نظر من سلفی نماد تنهایی انسان معاصر است ... اصلن عکسهای دسته جمعی شلوغ با توصیفاتی که گفتم پیشکش ، سلفی یعنی حتتا کسی را نداری که دوربین را بدهی دستش که از توی تنها عکس بیندازد ، یعنی در این کائنات بی در و پیکر انگار که وسط یک جزیره باشی تنهای تنهای تنها ... از این جزیره هایی که توی کاریکاتورها می کشند ، یک مرد ژولیدهء غمگینِ ریش تا زانو رسیدهء بطریِ نامه به دست ، زیر یک درخت نخل طور ... 

نظرات (44)
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:01
همیشه این نگاه های عمیق تو رو دوست داشته و دارم.
اما در هر صورت خوبیش اینه که همه عکس هایی که با تو دارم، عکس هایی دسته جمعی اند..
و خوبی تو هم اینه که هر جا باشی، جمعی پروانۀ شمع بودنت می شوند..
پس تا هستی، خوشم
الهی باشی همیشه
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:02
سلفی یعنی من تو مرکزم الباقی گردمن
دوستش ندارم ...
عالی بود محسن البته از تو جز این هم انتظاری نبود دمت گرم
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:11
خوش نواختی زنگ گود اول رو مرشد. دم شما گرم و ماچ به شما
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:14
هیچ وقت به عکس سلفی اینجوری نگاه نکرده بودم... و این نگاه متفاوت خاصتو می پرستم همیشه و تحسینش می کنم... اما جالبه که نتیجه این نگاه متفاوتی که با خوندن نوشتت پیدا کردم، همون خط های آخر بود... نخونده همین فکرو کردم!
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:20
نماد تنهایی انسان معاصر

بسیار زیبا.

همچین ترافیک هم میتونه نماد تنهایی باشد ها.اینقدر ک ماشین تک سرنشین وجود دارد! ؛)
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:25
ساعت نگارش پست عجیب غریب نیست؟:دی 15:47
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 22:25
عالی بود...
نگاه متفاوت و تامل برانگیز

خیلی ضایع ست بگم من تا حالا عکس سلفی نگرفتم؟
یعنی من کلا از آن قسم آدمهایی هستم که خیلی از خودشان عکس ندارن!!
در شهرستان زندگی کردن هم باعث شده مابا پدیده ای به نام ترافیک نامانوس باشیم!
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:04
"حتتی هیشکی رو نداری دوربینو بدی دستش ازت عکس بگیره"
چقدر تلخ
چقدر واقعی
چقدر تنهایی
...
سپاسگذارم
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:05
من تنها نیستم
ما یک جمعیتیم که تنهاییم...
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:07
1- اقا ببخشید دخالت میکنماااا، ولی کاشکی یه عکس لبخند دار میدیدیم ازتون. میدونم جذابیت وجذبه ی مرد به همین اخمای ریزه ولی محض تنوع که خوبه . بازم ببخشید از بابت اینکه من فوضولم!!!
2- سلفی دوست ندارم . تا حالا هم نگرفتم. نمیگم که گوشیم گوشکوبه امکانشو نداره. میگم دوست ندارم :)
خیلی مرسی از این شروع فوق العاده ... :)
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:07
من خودم سلفی گرفتم البته وقت های بیکاری و با موبایل.... هی شکلک در اوردم و بعد هم پاکشون که کردم که یه وقت مایه ی ابروریزی نشن.... ولی واقعا تا الان قبل از خوندن این پست دقت نکرده بودم که الکی الکی این کلمه ی سلفی برای خودش جا باز کرده و یک سبکی شده....
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:18
یه پستی بود میخوندم درباره کلمه هایی که طی 10 سال اخیر به دیکشنری اضافه شدن. سلفی هم یکیشون بود. معنیش رو نوشته بود "عکاسی از خود".
جالبه... یادمه وقتی سنم کمتر بود و هنوز دوربین های دیجیتال و گوشی های رنگارنگ جایگزین دوربین آنالوگ و نگاتیو و فیلم های 24تایی و 36 تایی نشده بود، خیلی اوقات که دور هم جمع میشدیم به جبر موقعیت یک نفر همیشه توی عکس ها غایب بود. وقتی بقیه اصرار میکردن که "بده من عکسو بگیرم خودتم بیا توی عکس باش"، جواب میداد: خودم مهم نیستم میخوام شما ها رو توی عکس داشته باشم. چقدر همه چیز فرق کرده. حتی اولویت ها...
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:23
نماد تنهایی عصر معاصر...
خیلی عالی بود
سه‌شنبه 20 آبان 1393 ساعت 23:49
سلام
من که تا یکی دوماه پیش نمی دونستم چی چی هست؟
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 00:09
تا به حال از این زاویه به ماجرا نگاه نکرده بودم .
به نظرم سلفی گرفتن رگه هایی از خودشیفتگی هم داره
دم شما گرم آقای باقرلو
ارادتمند گوریل انگوری طبقه بالا
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 00:20
(سلفی نماد تنهایی انسان معاصر است )

خیلی عالی
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 00:41
سلفی نمود بیرونی پذیرش واقعیتیست به نام تنهایی انسان.
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 00:47
درود .
همین است برادر . روزگار است و این بازی هایش . زمانهای دور ، دبیری داشتیم که تعریف های مختلف از انسان را به مسخره می گرفت تا به تعریف مورد علاقه ی خودش ( با تم شدید مذهبی ) برسد . چند تا از تعبیرهایی که می گفت و مسخره می کرد و رد می کرد اینها بود :
- انسان موجود سخنگو است .
- انسان تنها موجودی است که از انگشت شستش استفاده می کند ( البته آن وقتها معنی لایک نمی داد !! )
- انسان تنها موجودی است که روی دو پا راه می رود
و ...
گمان کنم حالا یک تعریف دیگر هم باید اضافه کنیم :
- انسان موجودی است که از خودش عکیس می گیرد !
بدرود .
افتتاحیه ی خوبی بود .
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 00:54
هم تنهایی هم یه جورایی بی نیازی ...
یه شروع ِ خوب ؛
ممنون .
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 01:21
دقیقا!
با افزایش چشمگیر سلفی ها بارها و بارها همین تنهایی انسان معاصر در ذهنم تداعی شده...
درود بر شما
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 03:10
پاراگراف آخر
عالی بود.اما من عاشق سلفی هایی هستم که از ایران برام میفرستند. قبلاًها کی این همه عکس میدیدیم از کسانی که انقدر دوستشون داریم.
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 04:10
تموم لحظات من پر شده از سلفی , به عبارتی " از تنهایی با من " من و میز ... من و لبخند ... من و نیمکت ... من و ... تنهایی !
چقدر دلم از اون عکسها خواست از اون شلوغهاش که بزور تو کادرش جا بشم :(

خوشحالم که اینجا مینویسد لذت میبرم از قلم تموم شما دوستان ... موفق باشید
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 07:34
یه نوع تنهایی پر هیاهویی که دورتادور هممون تنیده... مثل همیشه عالی بود اقای باقرلو عزیز...
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 08:24
من همیشه ازین عکسا از خودم میگرفتم بیشتر عکسام مال صب بود که تازه از خواب پامیشدم اماتا همین چن وقت پیش نمیدونستم اسمش رو گذاشتم "سلفی"،از خواهرم یاد گرفتم

آدم اگه یه میلیون عکس سلفی از خودش یابا همسرش داشته باشه باز به اندازه اون عکسای قدیمی ارزش نداره
ارزش داره ها ولی اون قدیمیا باارزش ترن و اصن یه جورایی یادگار یه دوره ای!!!

چرا اینجا زیر هر کامنت امکان لایک و دیسلایک وجود نداره؟؟؟
چهارشنبه 21 آبان 1393 ساعت 08:34
سلفی و معانی و مفاهیم پنهان در پس‌زمینه‌ش و تنهایی بشر و قرن سکوت و سال 2000 و قبیله یعنی یه نفر به جای خود! اما هیچ‌وقت دربارهٔ یه پدر، حتی 100‌کیلویی، که داره با بچه‌ش بازی می‌کنه این‌طوری حرف نزن! پدره! می‌فهمیییییی؟!
( تعداد کل: 44 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد