X
تبلیغات
رایتل

باید یک زن باشی

چهارشنبه 17 آذر 1395 ساعت 20:30

چند روز پیش در یکی از صفحات اجتماعی چشمم خورد به یک نقد درباره آزادی های یواشکی... ظاهرا هنوز هم کسانی را عصبانی میکند...  پسرکِ نقاد داد سخن می داد که "متاسفم برای زن های مملکتم که اوج خواسته و آزادیشان برداشتن روسریهایشان است و..."

خواستم در جوابش چیزی بنویسم اما بیخیال شدم. کسی که اینطور فکر میکند، کسی که فکر میکند "اوج" خواسته های ما این است را نباید به چالش کشید. منطقش تا همینجا کار میکند. او یک مرد است و هیچ درکی از دنیای زنانه ندارد. از طرفی، نمیتوانستم تمام حرفهایم را در یک کامنت خلاصه کنم و به او بگویم...

آخر او چه میفهمد ما خیلی جاها زورمان نرسیده. نتوانستیم توی گوش پسرهایمان فرو کنیم که لا به لای دکمه های لباسمان دنبال یک نقطه‌ی باز نگردند... چون زورمان نرسیده... نتوانستیم بزنیم توی دهن پسرکی که تازه سیبیل هایش سبز شده و به ما حرف های رکیک زده، چون قدش از ما بلندتر بوده، زورش بیشتر بوده... نشده بگوییم این بچه حق منه، تو پدر شایسته ای برایش نیستی یا در کمترین شکل حقمون برابر، چون قانون گفته بچه بعد از هفت سالگی برای پدر... اون قانون کاری نداره تو نه ماه حملش کردی، تو به دنیایش آوردی، تو شیرش دادی، تو شب ها بیدار بودی، تو جایش را عوض کردی، تو پرستاریش کردی به وقت مریضیش... کسی نشنید که من به عنوان دختر آن مرحوم همان قدر فرزندش بودم که برادرها، پس چرا ارث من نصف... من همسر آن مرحوم بودم وقتی هیچکدام از بچه‌ها نبودن، پس چرا فقط یک هشتم... اگر من به عنوان زن نبودم چطور میشد مرد به دنیا بیاید، که حالا دیه‌اش دو برابر... من همان چیزی را دیدم که بقیه دیدند، برای شهادت چرا بی اعتبارم... کسی نخواست حس کند سایه ی یک مرد پشت سرت در تاریکی یک کوچه یعنی چه... نتوانستیم یقه‌ی شوهرمان را بگیریم که این کیه وسط زندگی من؟؟ چون قرآن آورد و گفت خلاف شرع نکردم.

وقتی قانون، شرع، عرف و گاهی همجنس هایمان علیه مان هستند، برای شروع دستمان  به گره های روسری می رود...



نظرات (14)
پنج‌شنبه 18 آذر 1395 ساعت 17:57
استدلال های مشابه آنچه که نقل کردید در مورد "اوج" یا حضیض خواسته های کسی/ کسانی، فقط نشاندهنده ناآگاهی گوینده ایست که متوجه نیست داشتن حق انتخاب برای لباس پوشیدن جزو حقوق اولیه هر کس و بخشی از هویت اوست.
حقی که مثلا برای زندانیان وجود ندارد!
بحث با کسانی که الفبای حقوق مدنی و حقوق بشر ار نمی دانند بی فایده است و نتیجه ای ندارد. متهم کردن یک زنِ مخالف با حجاب اجباری به تمایل به بی بند و باری و "لخت شدن" فقط از مصادیق زن ستیزی و افکار پدرسالارانه است.
پنج‌شنبه 18 آذر 1395 ساعت 19:27
سلام. کاملا باهاتون موافقم و این رو هم برای تاکید دوباره اشاره میکنم که وقتی انسانی خواسته ای داره به این معنی نیست که این اوج خواسته هاشه. از طرف دیگه این خواسته شخصیه و خیلی شریفتر از اینه که فردی برای فرد دیگه خواسته ای داشته باشه و چون خودش رو عقل کل میدونه ما رو مجبور به حجاب کنه
جمعه 19 آذر 1395 ساعت 21:32
ایکاش کمی انصاف داشتیم و بدون بدبینی کمی هم فکر میکردین شاید ، فقط شاید و احتمالا، خداوندی ک انسان رو با اینهمه عظمت آفریده با او دشمنی ندارد
ما مثل بچه های هستیم ک تا مادر بخاطر ضرر شیرینی منعش میکند، فریاد میزنیم ای بیرحم و عقده ای
تازه پز هم میدهیم ما بیشتر از عشق مادر میفهمیم و هم جا پخش میکنیم مادر ما قصی القلبه
جمعه 19 آذر 1395 ساعت 21:53
وبعد فغان و فریاد از پوچی و بی هدفی آفرینش و خلقت
بیایید اقلا برای روان خودمون هم ک شده انقدر یکطرفه ب مسائل نگاه نکنیم و کمی بیشتر دقت کنیم . قطعا پی ب اشکال میبریم.
اونوقت کسی دیگه کسی بهمون ب چشم اینکه بروز هستیم، نگاه نمیکنه ولی آرامش، هدیه ی پیدا کردن حقیقته .
حقیقت و واقیت چیزیه ک اینروزها توی ایران برای هر کسی مهم نیست و هی دور خودمون می چرخیم و از همه چیز شکایت میکتیم
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 03:07
تو داستانهای،هری پاتر موجوداتی بودن به نام جن خونگی،که خدمتکاران انسانها بودن.بدون دریافت دستمزد وظیفه داشتن برای ارباب خود کار کنند واگه یکی از دستوراتشو نمی تونستن انجام بدن خودشون ،خودشون رو تنبیه میکردن.و تنها انسانی که از دیدن اونا ناراحت شد و خواست در راه آزادی آنها تلاش کنه هیڇکس ازش حمایت نکرد حتی خود جن های خانگی .وقتی از حق و حقوقشان برای اونها صحبت کرد و ازشون خواست از بردگی بیان بیرون، باعث ناراحتی و عصبانیتشون شد و از شنیدن این حرفها میترسیدن و سریع از اونجا دور میشدن براشون تابو بود. و تنها کسی که دغدغه آنها را داشت تبدیل به دشمن آنها شد.
اونا منو یاد خودمون مینداختن وقتی از حق و حقوق طبیعیمون که ازمون گرفته شده.حرف میزنیم خیلیا جبهه میگیرن حتی کسایی که حقشون خورده شده . یا متهم به کفر گویی میشیم یا میترسن وارد بحث سیاسی بشن. یا حتی به این حرفا رو نمیشنون که مبادا به ایمانشون لطمه بخوره.
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 08:08
کاش یکبار دیگه حرفامو بخونید
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 08:32
از کفر و ایمان حرفی نزدم
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 08:49
تمام این حرفها درست
ولی برای من هم که همجنس هستم این سنگینی روسری قابل هضم نیست !
اصلا بحث حجاب و دین و قانون نیست
عرف پوشش در کشور ماست . اگر این را بپذیریم خیلی ساده باهاش کنار میایم . مثل مانتو مثل شلوار و...
آخه طرف توی اتوبوس که ماشین عمومی هست و هرنوع آدمی با هرنوع فرهنگی داخل اون نشسته به چه دلیل شالش رو میندازه روی شونه هاش ؟ به نظر من دو حالت بیشتر نداره یا جلب توجه یا اعتراض یک مخالف و شروع جنجال برای تخلیه روانی . اگر مورد سومی هست بفرمایید میشنوم .
وگرنه که همه حرفاتون رو قبول دارم و متاثرم ولی خداروشکر به دید کمبود بهشون نگاه نکردم که خدای ناکرده در مقابل جنس مخالف کم بیارم .
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 09:25
دستورات اسلام تعمق بیشتری می طلبه دوست من . خوبه همونقدر که نقدش میکنیم، دنبال جواب هم باشیم.
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 11:02
راستش هر کس دلیل کار رو خودش میدونه خانومم
شاید خسته اس
شاید فکرش مشغوله
یا خیلی علتهای دیگه
انقدر آدمیزاد پیچیده اس ک همیشه ممکنه راه یا علت جدیدی برای خودش پیدا کنه
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 11:54
از خلال همین تعداد کامنت اندک هم مشخص میشه که کار از کجا خرابه! ما تو مملکتمون یه ایدئولوژی رو پدرانمون قبول کردن و ما باید بدون چون و چرا قبولش کنیم. مملکتی که ایدئولوژی بهش حکومت کنه همین میشه. یک عده فکر میکنن که راه و روش اونها برای زندگی کردن بهترین هست در عالم هستی!
شنبه 20 آذر 1395 ساعت 14:51
دلارام عزیزم خیلی با اعتراضاتت موافق نیستم.. زنها مشکلاتی بیش ازین چیزایی که گفتی داشتن و دارن. و اینهایی که گفتی یسری حقوقی هستش که در دین به مردها داده شده و در مقابل انتظاراتی هم ازشون میره و حق های دیگه ای به زنها داده شده.. نگاه به چیزی که از اسلام ارائه دادن نکن چون آخوند جماعت مرد بودن... و این بحث رو اگه بخوام ادامه بدم خیلی طولانی میشه..
بحث اینه که ما درست تربیت نشدیم و نمیفهمیم یک زن میتونه مثل گردآفرید باشه. مثل رودابه و فرانک و فرنگیس باشه. نمیتونه مثل حضرت فاطمه و زینب و خدیجه باشه... واقعیت ها رو از ما پنهون کردن تا هر استفاده ای که میخوان از ما بکنن... در اطراف خودمون ببین
هر بلایی که سر زندگی میاد مقصر هرکی که باشه بدبختیای بعدش مال زنه...
وای انقدر حرف دارم که نگو..
یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 22:18
عالی بود.... عالی
دوشنبه 29 آذر 1395 ساعت 14:58
سلام
قلمت پر توان باشه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد