X
تبلیغات
رایتل

یلدا

سه‌شنبه 30 آذر 1395 ساعت 20:06

برای هرکسی یلدا  تداعی کننده مسائل و خاطراتی ست که پر رنگ تر از  باقی قضایاست  واسه یکی شبیه یه قطعه ادبیه، یلدا دختریست با گیسوی بلند و سیاه یا برف نشسته بر کاج ها و عروسی درختان شهر و خواب عمیق تموم سفید برفی ها. واسه یکی نوستالژی کرسی مادر بزرگ و انار دون شده و آجیل و همهمه فامیل. واسه یکی نجوای عاشقانه ست در شبی بی انتها. واسه یکی کمی بیشتر لرزیدن کنار خیابوناست.واسه یکی شوق خریدن ست  و  واسه یکی شرمندگی دستهای خالیش  واسه یکی حسرت است و حسرت...

واسه یکی...

واسه یکی ...
واسه یکی...
این لیست رو میشه به اندازه تموم مردمی که یلدا رو تجربه کردن ادامه داد...
واسه من که تو مناسبت های ملی  سیزده بدر و یلدا برام جذاب ترند و حسابشون از بقیه مناسبت ها جداست  یلدا رو بیشتر از سیزده بدر  دوست دارم( حالا چون اهل شب نشینی و شب زنده داری هستم یا  ترس پایان خوشی و غروب سیزده بدر  یاهرچی ... بگذریم)  یلدا خود خود زندگی بوده به عبارت بهتر شرایط مختلف زندگی رو تو شب یلدا تجربه کردم از کودکی که شبهای یلدا سرد بود و  زنده موندن به مدد علاالدین و والورهای نفتی ،  و پوشیدن لباسهای گرم  امکان داشت  و خبری از برنامه های تلویزیون نبود و قصه های پدربزرگ  طولانی تر بود تا دوران نوجونی که پدربزرگ نبود اما خونه مادربزرگ هنوز چراغش روشن بود و تلویزیون جای قصه ها رو گرفته بود. بچه که بودم همیشه برام سوال بود و اسباب دلخوری که چرا همیشه شب کریسمس برف میاد و شب یلدا نه...

دوره جوونی  دوره مهمونی های شلوغ فامیلی شب یلدا بود، شب دوره سربازی و لب مرز و برف دو متری بود، شب تنهایی از سر پل تجریش تا میدون ولی عصر زیر برف پیاده اومدن بود شب (( دل تنها به چه شوقی پی یلدا برود؟)) بود شب سر کردن با استامبولی پلو و انار و تخمه آفتابگردون و تحمل غم  نبود بعضی از اعضا به دلایل مختلف بود. شب پارتی و رقص و سرمستی و لذت و پایکوبی ((میزنم می پشت هم پیمونه پیمونه)) بود شب، سرشب از زور خستگی خوابیدن هم بود...شب شلوغ خونه ی ما و جمع فامیل و سفره رنگین مادر و انواع میوه و تنقلات و حافظ خونی من و امتدادش تا خود صبح تعطیل هم بود.

تا الان الان که شب های یلدای زیاد و مختلفی رو تجربه کردم  مثل شبی که شب (( شعر خواندن تا صبح بی هم آغوشی))  بود، شب یلدایی که شب لذت مستی و رخوت بود و رقص تن و تتن تن تن ....

شب یادش که یادم نمیره و(( شب دل کندن من از ما))     یلدا رو دوست دارم چون شب جشن زایش نور و امید به فرداست چرا که شب غلبه بر تاریکی و ظلمت ست...

یلداتون مبارک و شاد و به امید سراومدن یلدای بلند ایرانمون

نظرات (9)
سه‌شنبه 30 آذر 1395 ساعت 20:20
سلام دوستان،
یلدای همگیتون خوش. سالم و پیروز باشید.
پاسخ:
سلام
یلدای همه مبارک و میمون
سه‌شنبه 30 آذر 1395 ساعت 22:09
زایش نور... غلبه به تاریکی...
حقیقت اینه که سمبولیک نگاه کردن و معنادهی به پدیده های کاملا فیزیکی عالم، حتی اگه ظاهرا نابخردانه باشه، برای سلامتی روحی و روانی آدمها واقعا مفید و کاربردیه. توو این روزگار که "ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد" حتی "گریختن در آبگینه حصار"های همین رسوم هم بهتر از حس بی پناهی پشت حصاره...
پاسخ:
این نگاه فلسفی و عقلانیت نسبت به همه چیز رو دوست دارم... نماد ها و رسوم برای سهل تر کردن شرایط سخت بوده و تحمل زندگی، چون به نظرم انسان از ابتدا شاکی بوده نسبت به شرایط زندگی
سه‌شنبه 30 آذر 1395 ساعت 23:33
چه عیدی است یلدا،نه حیوانی گردن زده می شود و نه انسانی در آئینی به خاک می افتد،همتایش فقط مهربانی است،شادی با هم بودن و انسانیت را ستودنA
من یلداهای متنوع دیدم ولی هیچی برام یلدا تو خوابگاه دانشجویی نمیشه. فقیرانه, شاعرانه, مشنگ, پر امید, باکلاس…
پاسخ:
عمده مناسبت های ملی و باستانی ایران، پر از شادی و محبت و انسانیت است اما دریغ و صد دریغ...
چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت 08:37
همه پست یه طرف جمله اخر هم یه طرف
پاسخ:
لطف دارید
چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت 16:00
یلدای امسال لحظه به لحظه خاطرات پارسال رو مرور کردم که پسرعموم هنوز ایران بود و فال حافظ رو برامون خوند. خیلی دلتنگش شدم و امیدوارم به دیدارش.
پاسخ:
امیدوارم که امیدواریتون زودتر محقق بشه
چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت 17:43
تمام اداب و رسوم ایرانی با هدف شادی و دورهمی چیده شده و برگزار میشه اما ظاهرا هرسال کم رنگ تر و خاکستری تر میشه.
پاسخ:
بله همینجوری هست که میگید
چهارشنبه 1 دی 1395 ساعت 23:32
جوابی که به آقا حمید دادین رو قبول ندارم. انسان در ابتدا شاکی نبوده یا شایدم انقدری که ماها هستیم نبوده. بیشتر وصل بوده و بیشتر لذت میبرده که همجین رسومی به جا گذاشته قطعا... از ما چی بجا میمونه... لابد اکس پارتیو... نگیم بهتره
یلداتون مبارک به هرحال
پاسخ:
انسان مذهبی بخاطر هبوط همیشه غصه داره ناراضی و دلش میخواد یه جوری شرایط رو قابل تحمل کنه تا برگرده به همون جایی که ازش اومده...
انسان لا مذهب هم غم از دست دادن عصر طلایی اش رو میخوره و بواسطه آگاهی نسبت به جهان ،ناراضی و شاکی هست بابت حضورش، پس اونهم میخواد رنج هاش رو از یاد ببره
پنج‌شنبه 2 دی 1395 ساعت 01:24
چه خوب بود.
من هم یلدا رو خیلی دوست دارم.
سیزده به در نه... ولی چهارشنبه سوری رو خیلی
پاسخ:
چه آتیش بازی یی راه بیندازیم امسال
دوشنبه 6 دی 1395 ساعت 03:07
یلدای بلند ایرانمون
زیبا بود. دست گلتون درد نکنه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد