X
تبلیغات
رایتل

عدل و‌عدالت

جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 08:22

نمی دونم قبلا گفتم یا نه .... به  دنیایی که ما تووش هستیم دقت بکنید .... به دنیای حیوانات به جهان وحش ...دقت کنید .. هر حیوونی غذای  یه حیوون دیگه است ...  .... ضعیف همیشه  محکوم به فناست ... به بلاهای طبیعی    فکر کنید .........  به ناقص الخلقه  بودن ... به معلولیت کودکان بی گناه ... فکر کنید ...به غریزه های مختلفی که تو وجود انسانه ... توجه کنید .... آز .... حسد ..... حس مالکیت و قلمرو .... تنوع طلبی      ... 

 شما عدل و عدالتی تو دنیای اطرافتون می بینید ؟ ....


اگه می بینید که این دنیا با تمام ویژگی هاش مبارکتون باشه ...


اما اگه نمی بینید   __ با فرض اینکه خدا وجود داره __  باید پاکن بردارید و تمام محتویات ذهن تونو راجع به عدالت پا ک کنید  ..... قرار نیست شما تجزیه و تحلیل کنید  آفریدگارتونو ...


بگذریم نمی خواستم‌ وارد این بحث بشم ...می خواستم بگم تو این دنیا قاراش میش  ,اطرافمون ... یه سری افکار و باور ها داریم که جالبه به  نظر من ...

مثلا ...اکثراً  فکر می کنیم   حالت طبیعی و‌نرمال زندگی یه زوج اینه که از هم خسته نشن طلاق نگیرن ...و تا اخر عمر با هم باشن ...دقت کنید  اشاره به درست بودن یا غلط بودن نکردم ....  من با  باور اینکه نرمال   اش اینه مشکل دارم ..... اخه  چرا ... اتفاقا  نرمال و طبیعی اش اینه که از هم خسته بشن..... همه چی تکراری بشه ...  حرفی واسه گفتن نمونه ... سکس شون تکراری بشه ...  به رن سراغ یکی دیگه ....

که البته فکر کنم  همین جور هم هست .... فقط داریم به طور احمقانه ایی انکارش می کنیم ... طبیعی اش اینه که ما دزدی کنیم ... زنهای خوشکل بیشتر تحویل بگیریم...  هیز باشیم ...  چشم دا شته باشیم به زن مردم ...وووووو....

اگه فرض بالا بپذیرید اون وقت خوب بود و انسان بودن  تازه  ارزش و معنی پیدا می کنه  و خوب بودن  بای دیفالت جز وظایفمون نیست ... 

برای اینکه ادم بدی باشی خیلی راحت همراه میشی  با غریزت ...مثل پریدن از یه جوب  آبه ....چشم تو می بندی روی انسانیت و تمام ... ادم بدی میشی ...

ولی برای برگشتن به  خوبی اون جوب آب میشه  یه دریا ....باید یه دریا رو شنا کنی 


  برای همین هم خوب بودن  و خوب موندن ارزش داره  برای همین هم انسان با انسانیتش اشرف مخلوقاته نه با مغزش و اختراعاتش ...


نظرات (17)
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 14:03
برایتان موفقیت توام با سر بلندی آرزومندم
شما هم به من سر بزنید واقعا دست گلتون درد نکنه،تشکرررررررررر
96518
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 17:49
چه فرقی میکنه؟
چرا سفسطه میکنید؟ خوب بودن معنیش روشن است. بد بودن هم همینطور.
خب بله عدالتی نیست. وجود خارجی نداره و جهان بر پایه بقای وحش بنا شده. هرکی زورگوتر و قوی تر (بمعنی وحشی تر و حق خورتر) برنده تر...
شمام عشقت میکشه خیانت کن نمیکشه نکن اما این همه سفسطه برا توجیه و حق مسلم دونستن تعدد روابط و شریکهای جنسی مسخره است. مرد باش عشقت کشید، مردونه و واضح و شفاف از ایده ت دفاع کن نه با توجیه های بیمارگونه و غیرمستقیم و موذیانه!
زندگی به همین وحوشیت و عریانی است که می بینید برای خوب بودن منت سر غرایزتون نگذارید و برعکس.
پاسخ:
سلام ...
ممنون که نظر تو نوشتی
سارا نیسم عزیز
اول بزار به نکته بگم م ن بحث عدالت نصفه گذاشتم به نظر من عدالت وجود داره
عزیزم من کجا از تعدود زوج صحبت کردم
من گفتم گناه کردن و راه بد رفتن چون با لذت های حیوانی ذات انسان هم خونی داره بسیار ساده تره ولی خوب بودن چون نیاز به ارزش های والا انسانی و پا گذاشتن روی تمایلات و لذت هاست سختره و ارزش مند تر ....کجای حرف من سفسته داشت .... مثل دزدی ... مثل خیانت .... مثل خیلی چیزهای دیگه مثل غیبت مثل تهمت که همش وقتی می خوای مرتکب بشی و گناه شو انجام بدی توام با لذته ولی اگه بخوای ازش پرهیز کنی خیلی سخته .....
نکته دیگه چرا شما احسای می کنی وقتی می گم خیانت منظورم خیانت مرد به زنه .... مگه زنها به مرد هاشون خیانت نمی کنن ....
به هر صورت هر چی متن خودمو خوندم متوجه موذیانه و سفسته درونش نشدم
اگه توضیح بیشتری بدی شاید متوجه بشم ...
له هر صورت منظورم همونی بود که الان نوشتم کار بد به علت همخوانی با تمایلات آسانه و کار خوب و خوب بود سخت و طاقت فرسا ....
ممنون
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 18:02
تو بچه بیار و عشق و حالت رو بکن و شریکهای متعدد جنسی بگیر و عشقت به گزینه جدیدتر کشید، قبلیها رو رها کن تو سطل آشغال و یه گور باباشون حواله شون کن. میخواستن تو رو روزی در گذشته نخوان! یا گور ننه شون بگو و کجدار مریز برخورد کن و تو آب نمک نگهشون دار. در هر صورت باید بها و تاوان عشقت رو پس بدن دیگه!!
یا سکوت موذیانه و مرموزانه کن تا خود زنت با بچه ت برن برات خواستگاری و حوری پری پیدا کنن تا اخلاق گهت بهتر شه!!! هر چی باشه مردی و حق طبیعیته به غریزه ت بها بدی و هیزی رو با افتخار عنصر اولیه سازنده وجود مردونه ت بدونی.... تازه بعدش برا کنترل پنج درصد از هیزیت منت سر خدا و کل کاینات و مفهوم انسانیت بگذاری و یه قدم بیشتر به اوج لذت ارضای انسانیت نزدیک شی. چی بهتر ازین؟
حرفم رو پس گرفتم. دیدگاهی که توصیف کردی خیلی بیشتر ارضا کننده س برات. آب ریختم پشت سر عزم و قدمت! خیر پیش!
پاسخ:
سارا نیستم عزیز
باور کن متوجه کامنت نشدم ...چند بار هم خوندم ....
به هر صورت دوستانی که از نزدیک منو می شناسن می دونم من ادم هیزی نیستم قصد ازدواج مجدد ندارم زن و بچه ام خیلی دوست دارم ...
کاش بیشتر توضیح بدی من تو کامنت قبلی گفتم
منظور این بود بد بودن با تمایلات آدمی هم خونی داره و اسون تره ...
بازم ممنون از اینکه هفتگ می خونی
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 19:14
"سارا نیستم" چرا انقدر عصبانی ، سرشار از پیش داوری و نفرت کامنت میگذارید؟
بدون کنایه عرض میکنم اگر در زندگی مشکلی دارید لطفا به روانشناس مراجعه کنید
مثل قلی نباشید ، قلی همیشه تحت فشار روحی بوده...
پاسخ:
متوجه خط اخر کامنت شما نشدم .... « قلی »
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 20:07
تو که ادعات میشه مشکل روحی نداری، حداقل اسمت رو بگذار ببینیم کی هستی. من پروفایل دارم با این اسم و عکس و آدرس و همه چیم روشنه.
اگه فرد سالم شمای سیاس و حیله گر باشی، افتخار میکنم به مشکل روانی داشتن.
همکلامی اجباری با افرادی مثل تو و نویسنده شجاع متن حالت خصمانه به نوشتم داده! در ضمن همونقدر که شما حق داری اینجا فضولباشی مجلس بشی و من رو روانی خطاب کنی، مم حق دارم نظارت نویسنده رو سفسطه ببینم و توجیه ارضا کننده ای برای دو قرون صدقه انسانیتی که داره میده یا میخواد بده.
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت
پاسخ:
سارا عزیز هر چند این کامنت مخاطبش من نیستم ولی
چرا می گی « همکلامی اجباری » البته من خوشحال می شم متن من خواننده داشته باشه و نقد بشه ولی اجباری در اون نیست
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 20:12
در ضمن من هیچ عصبانی نیستم. کاملا ریلکس هستم. در هر حال دیگری هم میبودم با کسی که چنین تفکر منت گذارانه ای برای انسان بودن داره، همینطور با همین لحن حرف میزنم. چون موذی گری و پیچوندن استدلال رو نویسنده شروع کرده.
اما تو با روانی خوندن من در اثبات تىورری نویسنده کمک شایانی میکنی و وجدانت آسوده تر میشه. دو دستی دوستهات رو بچسب و مواظبشون باش و تیوریهای نوینت در مورد انسانیت رو مانند جناب الف نون جهانی کن!
پاسخ:
بابا جان خانم گل ... واسه خودمم جالب شد موذیلنه بودن متن متوجه نمی شم .... تو خدا یه اشاره به قسمت موذیانه اش بکن
خودمم کنجکاو شدم .....ببینم چرا انقدر نا توانم در رسوندم معنی جملاتم به مخاطبانم
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 20:59
بنده فکر نمیکنم شما دور از جون روانی هستید و نمیدونم از کدوم قسمت حرف من چنین برداشتی کردید! ایا تفکر شما این هست که ما نیاز به روان شناس نداریم؟ این مثل این میمونه که شخصی بگه من هیچ وقت دچار بیماری جسمی نمیشم و به پزشک نیازی ندارم ، روح هم گاهی اوقات مثل جسم بیمار میشه برای من مهم نیست چه قضاوتی راجب بنده دارید ، باز هم دوستانه عرض میکنم مقدار عصبانیت شما عادی نیست لطفا این رو شوخی نگیرید و ابتدا" به یک روانشناس ( نه روان پزشک) مراجعه کنید ، حداقل بخاطر اطرافیانتون
صدالبته که شما حق نظر دادن دارید ، اما حقیقتا خودتون از این میزان سنگینی تنفر که در کلامتون هست ازرده نمیشید؟ بنده هم گاهی اوقات با جناب پیرزاده موافقم و گاهی اوقات مخالف ، بیان نظر مخالف نیاز به کشت و کشتار و برچسب زدن نداره ، صرفا با دلیل و منطق و بدور از حالت خصمانه مخالفتتون رو بیان کنید اتفاقا خیلی هم ارزنده هست در اخر هم اضاف کنید که حرفتون نظر شخصی هست نه فکت

بنده نقطه ای بی مبدا" و مقصد هستم ، نماینده تفکر خودم ، برای بودن نیازی به اسم ندارم و فکر میکنم نداشتن اسم نشانی بر ترس نیست ، صرفا به جایی ، شخصی و نامی تعلقی ندارم ، همین

تئوریی ندارم که نیاز به جهانی کردنش داشته باشم
پاسخ:
منم با شما موافقم واقعا با این حجم استرس هر انسانی می تونه دچار اختلالات روانی بشه که پزسک خیلی می تونه کمک کنه
جمعه 15 بهمن 1395 ساعت 22:53
همه اش این نیست که نوشتی پیرزاده..
اما یکی از بهترین متن هات بود، با کمی پودر قند اضافه ! :)
پاسخ:
ممنون عزیزم ... شما همیشه بهم لطف داستی کاش اون قسمت هایی که به نظرت کامل نیست اشاره می کردی دلم واسه نوشته هات تنگ شده ..
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 08:34
آیا "سارا نیستم" از نقطه تقاضای کمک کرده؟ باهاش مشورت کرده؟ ازش مشورت خواسته؟ می خواسته کسی راهی بذاره جلو پاش؟ جواب همه «نه» هست. پس چرا نقطه ندیده و نشناخته به «سارا نیستم» توصیه کرده که به روانشناس سر بزنه؟؟
پاسخ:
فریبا جان ... این مثالی که زدی راجع خودنم صدق می کنه خوب ...
ایا نقطه و سارا نیستم از سما تقاضا کردن نظر بدی
جواب اینم منفی
واقعیت اینه که هر کسی باید روی سخنش نویسنده متن باشه ..... نقطه حرف بدی نزد و منظور توهین نداشت ولی اگه دخالت نمی کرد بهتر بود ...شما هم همین طور ....

سطح جنبه مردم کم شده من که باشم ناراحت نمی شم هر کی هر چی می خواد بگه منم نظر مو می گم ...
بهترین راه اینکه هر کی نظر خودشو بگه و به کامنتهای بقیه کاری نداشته باشه ...
ممنون که نظرتو گفتی ... از نقطه و سارا نیستم متشکرم

قرار نیست ابنجا من هر چی بگم دیگران بیان بگن به به ...
اینجوری حس خوبی ندارم ... کاش هر کسی هر چی تو ذهنش بگه ....
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 10:53
دقیقا اگه خوب بودن بای دیفالت نباشه اونوقت خوب و بد بودن انسان معنی پیدا میکنه. کاملا موافقم باهاتون. خوب بودن وظیفه نیست . خوب بودن هم راحت نیست. راستش به سارا نیستم حق میدم برای بار اول که خوندم حس مشابه ایشون رو داشتم . اما دوباره که خوندم متوجه منظور ظریفتون شدم :)
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 11:04
منم همیشه فکر میکنم که بر خلاف اینکه میگن ذات انسان پاک هست و به خوبی تمایل داره اتفاقا ذاتش اصلا خوب نیست و کاملا هم به بدی گرایش داره.
آرش جان کسانی که شما رو نمیشناسن نمیدونن که با چه فیلسوفی این طوری حرف میزنن. به نظرم از این به بعد برای پست های این مدلی مثال نزنید که .... بگذریم.
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 11:39
عدل و عدالت برای این دنیا نیست. برای اونیکی دنیاست
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 13:00
سلام اقای پیرزاده ، اون "قلی" دیالوگ یکی از کلیپ های سروش رضایی هست در نفی احساس نفرت و جمع شدن اون در یک نفر
شنبه 16 بهمن 1395 ساعت 22:34
منظورم این بود که پارامترهای بیشتری دخیلند . نه صرفاً غرایز و ذات
توضیحش تو کامنت کمی سخته
+ ممنونم از لطفت عزیز. مینویسم.
خدا رو چه دیدی؟ شاید یه روزی دوباره مهمونم کنی هفتگ !
سه‌شنبه 19 بهمن 1395 ساعت 08:24
من با متن هم موافقم هم نیستم
ولى مهم تر از متن اخلاق شماست تو کامنتا، چه جورى انقد مهربون و صبور و انتقاد پذیرید ؟ :|
پنج‌شنبه 28 بهمن 1395 ساعت 17:11
سلام ارش خان عزیز. جالب بود متنتون مثل همیشه و چالش برانگیز. راستش من فکر میکنم نه بد بودن وظیفه و راحته و نه خوب بودن.
توی کتاب انسان از آقاب مطهری و همینطور شریعتی، هردو عزیز خیلی جالب این موضوع رو در ابتدای کتاب توضیح میدن.
جان بلندی داشت، تن پستیِ خاک
مجتمع شد خاکِ پست و جانِ پاک
چون بلند و پست باهم یار شد
آدمی اعجوبه ی اسرار شد
پنج‌شنبه 28 بهمن 1395 ساعت 17:14
در مورد جمله ی اول.من اعتقاد دارم در بعضی مواقع بد بودن و تا ته چیزی رفتن و تو بدی غرق شدن هم سخته و کار هر انسانی نیست. نه که نخوایم نمیتونیم.
منظورم اینه که همینطور که میل به بد بودن در ما هست میل به خوبی هم هیت و بخاطر ذات ماست و بقول استاد بزرگ شریعتی انسان ساخته شده از دو چیز متضاد خاک لجن و روح خدا که پست ترین و بلند ترین چیزها هستند است. برای همین این جنگ درونی تا ابد در انسان هست.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد