X
تبلیغات
رایتل

پچ‌پچ‌های یواشکی

چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت 19:36

از بچگی هروقت پدر و مادرم میرفتن یه گوشه و آروم با هم حرف میزدن، توی خونه ما اتفاقی می افتاد... یه چیزی خریده می شد. چیزی فروخته میشد و یا نقل مکان صورت میگرفت... به جرات میتونم بگم بهترین قابی که توی زندگیم دیدم، صحنه‌ایه که این دو تا دارن ریز ریز با هم حرف میزنن... نمیدونم اما شاید دلیل اینکه همیشه مشورت رو به خود رای بودن ترجیح میدم همین باشه...
من تصورم از یه خانواده خوشبخت، داشتن خونه چند میلیاردی، سفرهای تمام نشدنی و یا حساب بانکی بی مقدار نیست _که بودن هر کدوم از اینها به شدت خواستنی و انکار ناپذیره_ اما چیزی که خیال آدم رو تخت میکنه، نگاه مشترک، راه مشترک و تصمیمات مشترکه...
امروز صبح که برای چندمین بار دیدم پدر و مادرم نشستن توی اتاق و دارن آهسته با هم صحبت میکنن فهمیدم باز هم قراره اتفاق های تازه بیوفته... و ما هنوز خوشبختیم...

نظرات (7)
چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت 20:41
سلام
اما چیزی که خیال آدم رو تخت میکنه، نگاه مشترک، راه مشترک و تصمیمات مشترکه...
عالی بود عالی عالی...عالی
خدا پدر و مادرت رو نگه داره با تندرستی و عزت
پاسخ:
سلام
ممنونم از لطف و محبت شما
چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت 21:46
آرامشتان پایدار
من این حس رو تو چشمای پسرم دیدم میدونم چی میگین
پاسخ:
ممنونم
خدا حفظش کنه براتون
چهارشنبه 11 اسفند 1395 ساعت 22:20
خیییییلی عالیه. کاملا درک میکنم. خوشبختیتون مستدام
پاسخ:
ای جانممممم
سپااااااس
پنج‌شنبه 12 اسفند 1395 ساعت 16:51
سایه شان بر سرتان همیشگی
پاسخ:
متشکرم
به همچنین خانواده شما
پنج‌شنبه 12 اسفند 1395 ساعت 23:39
خیلی فرزند مودبی هستی به خدا که این جور وقتا به تفاهم و ارزش های مشورت و خودرای نبودن و اینها فکر می کنی. من اگه جای تو بودم از شدت فضولی خون جلوی چشامو می گرفت و می رفتم وسط تفاهم وایمیسادم تا ببینم اصل بحث در مورد چیه. یا شاکی می شدم که چرا با من مشورت نمی کنین
اسم قشنگ مودب و مثبت اندیش.
پاسخ:
اخه من به تو چی بگم... خب مردم از خنده که
شنبه 14 اسفند 1395 ساعت 09:55
سایه شون مستدام.
در مورد نظر نیمه جدی میخوای دلی عامل نفوذی بشم و زنگ بزنم بپرسم بعد بهت بگم؟ البته بگم یه کم برات خرج بر میداره ها ببین اصلا تو دلت نگو پس دوستی به چه درد میخوره! حساب حساب کاکا برادر :)))))
پاسخ:
فدای تو
اره دیگه دوستی سرجاش حساب و کتاب هم سرجاش
یکشنبه 22 اسفند 1395 ساعت 02:17
چه متن کوتاه و در عین حال زیبایی ... :)
"نگاه مشترک، راه مشترک، تصمیمات مشترک..." یادم میمونه...
قلمتون سبز، خوشبختیتون مستدام

- یک خواننده قدیمی و خاموش که بعضی وقتها روشن میشه...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد