X
تبلیغات
زولا

تصور

سه‌شنبه 14 آذر 1396 ساعت 18:20

دیشب راجع به یه عزیزی با مادرم صحبت میکردیم و  حرفمون رسید به یه موضوعی که قبلا بهش اشاره کرده بودم و مفصل حرف زده بودیم مادرم با تعجب گفت اولین بار هست که این موضوع رو میشنوم... خیلی برام عجیب بود و اولش بسیار متعجب شدم اما  خوب که دقت کردم به این نتیجه رسیدم  چون مادرم اون شخص رو به شدت دوست داره و اونو به عنوان انسان کامل میشناسه به صورت ناخودآگاه نمیخواد قبول کنه که این فرد هم خطا کرده و برخلاف اصول راهی رفته، بنابراین ذهن مادرم بصورت خودکار این موضوع رو  به قسمت های فراموش شده ذهن انتقال داده تا اون تصویر و تصورش از فرد مورد نظر  مخدوش نشه...

با خودم فکر کردم من چند بار و چقدر خیلی از واقعیات رو نادیده گرفتم برای اینکه تصویرهای ذهنی ام بهم نریزه...

مشکل اینجاست که تا کسی یادآوری نکنه خودمون متوجه این موضوع نمیشیم متاسفانه!

کاش می تونستیم  تصوراتمون رو به بوته نقد بکشیم تا ببینیم چند چند هستیم، هرچند سخت و دردآورست کشیدن خط بطلان به اونچه که سالها بعنوان واقعیت مطلق بهش ایمان داشتیم...

نظرات (5)
سه‌شنبه 14 آذر 1396 ساعت 20:27
همچین هم بد نیستا! مگر که واقعا محل ضرر یا مفسده ای باشه !!
پاسخ:
هیچ مفسده ای بدتر از جهل و ناآگاهی نیست
پنج‌شنبه 16 آذر 1396 ساعت 15:30
درود
عباس جان اگر آنگونه می شد ، اینگونه نبودیم !!!
پاسخ:
درود مجید
باشد جوری باشیم که آنگونه شویم که بایست و شایست
پنج‌شنبه 16 آذر 1396 ساعت 16:30
یاد حرفی افتادم که قدیمیا میگفتن، عاشق کوره و عیوب معشوق رو نمی بینه... منم تو زندگیم کلی کور بودم تا همین چند وقت پیش
پاسخ:
مثال قدیمی ها کاملا درست است... امید وارم همه در کمال آگاهی عشق بورزند.
پنج‌شنبه 16 آذر 1396 ساعت 20:42
وقتی کسیو دوست داری دربرابر معایبش خودبه خود مغزت میره کوچه علی چپ
پاسخ:
آره موافقم متاسفانه اینگونه ست
شنبه 18 آذر 1396 ساعت 10:07
خیلی سخته خیلی سخت. هم اینکه ایمانت رو نسبت به کسی از دست بدی و هم اینکه بخوای خودت رو گول بزنی و ایمانت رو نگه داری.
پاسخ:
متاسفانه واقعیت تلخ و دردناک هست
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد