یادم هست، همه اش

یکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 17:30

میخوام راجع به بیست و هشت مرداد و کودتا بنویسم میبینم قبلا کلی نوشتن و من با تمام وجود حجم غم سنگین مصدق رو درک میکنم در غروب بیست و هشتم مرداد سال سی و دو خورشیدی...

 میخوام از بانوی غزل معاصر سیمین بهبهانی عزیز بگم که سالمرگش هست و اینکه میخواست دوباره این مرز و بوم را بسازد با خشت جان خویش، اما میگذارم و میگذرم...

خواستم از چهل سال پیش  غروب بیست و هشت مرداد پنجاه و هفت و جنایت سینما رکس آبادان بگم و اینکه هنوز مشخصا و دقیق  معلوم نیست عامل اصلی چه شخص یا جریانی بود، این هم بگذرد که جز رنج و اندوه بی پایان عایدی ندارد...

خواستم از روز جهانی انسان دوستی بگم یاد اون دو تا دوچرخه سواری که با شعار انسانها مهربانند فارغ از مذهب افتادم که در تاجیکستان گیر داعش افتادند، گفتم این را هم بگذارم و بگذرم...

فارغ از شرایط و اوضاع کاش بتونیم اندکی انسان باشیم کمی مهربان و اندکی لبخند...

نظرات (3)
یکشنبه 28 مرداد 1397 ساعت 22:32
مناسبتهای روی تقویمها عصاره‌ی تاریخ هر ملت هستن. چه اون مناسبتهایی که با اومدن و رفتن حکومتها عوض میشن، چه اونایی که روی تقویم نوشته نمیشن ولی آدما یادشونه. نتیجه‌اش این میشه که تقویم یه‌جایی مثل ایران بیشتر شبیه سوگنامه میشه تا یه کارت تبریک. مگه 365 روز چقدر جا داره که اینهمه رنج درش جا بشه؟
پاسخ:
هر ملتی دنبال اون چیزی هست که دوست داره. و ملت ما غم رو دوست داره که صد البته هزاران دلیل و ریشه تاریخی داره
دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت 01:29
خیلی از ماها یه روز ی میخواستیم وطنمونو، زندگی خانواده هامونو دوباره بسازیم ولی نشد که نشد
پاسخ:
ما نسل خواستن و نرسیدن هستیم!
دوشنبه 29 مرداد 1397 ساعت 08:55
بیشتر باید گفت همون که حمید گفت: مگه ایران زمین چقدر گنجایش داره ؟تاچندنسل دیگه قربانی بده نابرابری تموم میشه؟چقدر از صبر و نجابتش مونده تا ته بکشه ؟تاریخ و تقویمش چقدر ظرفیت داره و تاکی کشش داره که داغ وغصه در خودش بکشه؟
پاسخ:
هر ملتی لایق اون چیزی هست که بهش میرسه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد