X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • سقراط (سه‌شنبه 30 آبان 1396 18:16)
    آورده اند : ((روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده‌ام؟ سقراط پاسخ داد: لحظه‌ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تو می‌خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مرد پرسید: سه پرسش؟ سقراط گفت: بله درست است. قبل از اینکه راجع...
  • تولد (سه‌شنبه 23 آبان 1396 16:16)
    با مجید شروع کردیم به آب و جارو،تمیزکاری و جمع کردن برگهای خشکی که تو حیاط پر شده بود یه دستی به سر و گوش ساختمون کشیدیم راه پله ها رو شستیم حیاط رو آبپاشی کردیم و گلدون چیدیم آخه تولد سه سالگی هفتگ بود هرچند هوا کمی سرده اما تصمیم گرفتیم توی حیاط میز و صندلی بچینیم آخه حیاط یه صفای دیگه یی داره. اول شروع کردم به دعوت...
  • گرفتار پاییز ! (یکشنبه 21 آبان 1396 19:09)
    بی هیچ پیش درآمدی : دوستان گرامی . لطفا پاییز گردی را از دست ندهید . در روزگار روزهای خاکستری و تار ، تماشای هزار رنگ زیبا و شگفت زمین ایران زمین را از دست ندهید . چند تصویر از جنگلهای ارتفاعات جهان نما . استان گلستان . نوزدهم آبان نود و شش .
  • چالدران (سه‌شنبه 16 آبان 1396 18:14)
    فارغ از هرگونه پیش داوری و تعصب و پا گذاشتن به میدان مباحث بی پایان بدون نتیجه، با فاکتور گرفتن از صدا و سیما و همچنین دستگاه های تبلغاتی حکومتی، یه سئوالی بدجور ذهنم رو درگیر کرده. چرا در رثای کشته شده در راه عقیده ( محسن حججی) دوستان و اطرافیان ما بسیار پررنگ بودند و فعال اما برای کشته شدگان در راه وطن ( هشت نفر...
  • وسوسه های پاییزی (یکشنبه 14 آبان 1396 18:09)
    پاییز که می رسید ، وسوسه ی رفتن رهایش نمی کرد. باید می رفت. فقط باید می رفت . ماندن برایش سخت می شد . دلگیر می شد . بی حوصله می شد . باید می رفت . از دور ، صندوقهای میوه ، کنار جاده پیدا بود . باران پاییزی دیشب ، هوا را دلچسب کرده بود . خاک کناره های جا ه هنوز خیس بود و هر چاله چوله ای ، پر از اب باران بود . ماشین از...
  • کوروش (سه‌شنبه 9 آبان 1396 18:37)
    بدون هیچ گونه شرح و تفضیل و تفسیر توئیت آیت الله کعبی، نماینده مجلس خبرگان رهبری و عضو پیشین شورای نگهبان: اگر کوروش امروز از خوابش بیدار شود و مجد و عظمت ایران در سایه اسلام را ببیند خواه گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله.
  • دایی (سه‌شنبه 2 آبان 1396 18:20)
    تقریبا یکماهی میشه بعضی شبا برگشتنی مسافر گذری سوار میکنم حالا یه نفر، دونفر بعضی شبا هم هیچی. جمعه شب ساعت حدود 12 تو میدون آزادی هفت هشت نفر از بچه های کار یا همون کودکان خیابانی، خواستند برسونمشون با نصف کرایه اون مسیر قبول کردم. هفت نفر بودن، ده ساله داشتن تا شونزده هفده ساله ، ماشین رو گذاشته بودن رو سرشون جیغ و...
  • من آلزایمر گرفته ام (دوشنبه 1 آبان 1396 06:39)
    روی تخت ، به پهلو خوابیده و زمزمه می کند : _ پونزه به شونزه ... شونزه به هبده ... هبده به هیژده ... هیژده به نونزه ... روی صندلی کنار تخت نشسته ام . _ داری چی می شماری مادر ؟ _نمدونم ... _ شونزده ... هفده تا چی رو داری می شماری ؟ _ نمدونم ... شاید هبده روز دیگه بچه ها میان سری بزنن ... _ من که مادر دو روزه اینجام ......
  • ((با یک نگاه خسته و یک جور دلخوری)) (سه‌شنبه 25 مهر 1396 18:39)
    با دلیل، بی دلیل، درست یا غلط، موجه یا غیر موجه، منطقی و پذیرفتنی یا غیر قابل قبول... در هر صورت آدم ها گاها دلخور میشوند، فارغ از علت صحیح یا نادرست بودنش، رفتار انسانها وقتی دلخور هستند رو میشه به دو بخش کلی تقسیم کرد مثلا بعضیا وقتی دلخور میشن سریع میگن و طرف یا اطرافیانشون متوجه دلخوری اون فرد میشن، بعضیا...
  • بودن در شرایط یکسان !! (شنبه 22 مهر 1396 13:58)
    درود 1- چند گاهی است چراغ این خانه ( هفتگ ) ، را عباس عزیز روشن نگه داشته است . عباس جان قول دادم باشم ، هستم . بی نظمی ام را اما ، هم تو و هم خواننده های گرامی ببخشید . 2- برای امروز می خواستم یک دلنوشته و چند عکس پاییزی بگذارم . اما آخرین نوشته ی عباس گرامی ، این ایده را به من داد که خاطره ای از یک وضعیت مشابه...
  • ((تهران منهای تو یعنی رشت بی باران)) (سه‌شنبه 18 مهر 1396 18:10)
    1 - سرپرست سابق شهرداری رشت طی نامه ای به خود با استفاده از دو پست حقوقی خودش منزل مسکونی در رشت را در اختیار خود قرار داد! در این نامه که شهریور ماه از سوی معاونت حمل و نقل و زیربنایی شهرداری رشت خطاب به سرپرست شهرداری نوشته شده است فرد تقاضا کننده(جمشیدپور) واگذاری منزل مسکونی متعلق به یکی از شهرداری های مناطق را...
  • روایت (سه‌شنبه 11 مهر 1396 18:11)
    آورده اند: ((یکی از علما را پرسیدند که یکی با ماه روئی است در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب. هیچ باشد که به قوت پرهیزگاری، او به سلامت بماند؟ گفت: اگر از مه رویان به سلامت بماند، از بدگویان نماند!))
  • چرک (سه‌شنبه 4 مهر 1396 18:43)
    هر کسی بنا بر سطح فرهنگ،تربیت و اخلاقی که مبتنی بر آن رشد کرده و به امروز رسیده یه اسمی براش میذاره که هر کدوم از این اسم ها و صفات هم خودش باز قابل تحلیل هست مثل: بددهن، لیچارگو،مهمل باف،متلک گو،هرزه دهن، چاله میدونی،دهنش چاک و بست نداره و.... اما یادم نیست کجا شنیدم که کسی میگفت چرک حرف میزنن و چقدر این کلمه تمام و...
  • دندون (سه‌شنبه 28 شهریور 1396 19:43)
    حدودا دو هفته دندون درد داشتم برای منی که هرشب مسواک میزنم و جنس دندونام خوبه، کمی آزار دهنده بود اما ظاهرا رسیده بود به عصب و غیر از لیدوکائین هیچی آرومش نمیکرد. خلاصه پونزده روز با مکافات درد و البته آرامش پس از لیدوکائین رو تجربه کردم هنوز هم دلیلی پیدا نکردم که چرا با این درد، مبارزه محکوم به شکستی رو راه انداخته...
  • عافیت طلبی ... (یکشنبه 26 شهریور 1396 18:18)
    والیبال ایران به اولین موفقیت جهانی دست یافت . خبری که به اندازه ی کافی ، در این روزهای خمودگی و رخوت ، خوشحال کننده است . دم همه ی بچه های تیم ملی ایران هم گرم . اما ... شرایط جدول در صبح آخرین روز مسابقات به گونه ای بود که اگر آمریکا از ایتالیا می بُرد ، و ایران از فرانسه ، آنگاه ایران می توانست با برد مقابل فرانسه...
  • روح شرقی (سه‌شنبه 21 شهریور 1396 17:47)
    مرحوم محمد قاضی، مترجم پیشکسوت و بلندآوازه کشورمان در کتاب خاطراتش روایت می کند : در پنجمین سالی که به به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولتی وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند. جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه...
  • دسترماتوئید (سه‌شنبه 14 شهریور 1396 18:24)
    دیشب تو مترو بی حوصله از درد دندون تو عوالم خودم بودم که یهو آب دهنم به جای مری رفت سراغ نای، کلی سرفه کردم باتوجه به وجود آثار درد به دلیل دندون درد، کسانی که تو مترو نشسته بودن واکنش نشون دادن یکی میگفت بخاطر آلودگی هواست اون یکی گفت ویروس اومده دیگری به مگس های سفید ربطش داد خلاصه هرکی یه چیزی میگفت یه بنده خدا...
  • سیاهی آن چشم ها (یکشنبه 12 شهریور 1396 00:33)
    یکم : دو چشمم درد چشمون تو چیناد نوا دردی که بر چشمت نشیناد دوم : بی هیچ مقدمه و تعارفی : در کثیف ترین دوران تاریخ روزگار می گذرانیم ! سوم : به عکس های علیرضا رجایی نگاه کنید : یکی سال 1378 که منتخب بیست و هشتم مجلس از تهران بود و منتصب نشد ! یکی سال 1396 . به عکس چشم تخلیه شده ی علیرضا رجایی نگاه کنیم تا باور کنیم که...
  • تو و عکسای دیروزت منو شعرای این دفتر (سه‌شنبه 7 شهریور 1396 18:38)
    کلا آدم نوستالژیکی هستم و طبعا عکس های قدیمی برام عزیز و دوست داشتنی هستند. هر وقت عکس های ایران قبل از انقلاب 57 رو میبینم محو اونهمه رنگ ، شادی، طراوت و حس زندگی میشم تنوع پوشش زنان و مردان، رنگ اتومبیل ها،نور خیابون ها و مغازه ها،تمیزی و نشاطی که توی عکس ها فریاد میزنن همیشه باعث میشن حسرت این رو بخورم که چرا سی،...
  • بادامهای تلخ (پنج‌شنبه 2 شهریور 1396 01:35)
    باشد...باشد... بادامهای تلخت را تعارف کن! روزی هزاربار عمیق بودن خودت و سطحی بودن مرا به رخم بکش! خب که چی؟ مرگ برای همه اتفاق میافتد...گیرم گاهی لوطی گری کند و کمی دیرتر سراغ عزیزان من و تو بیاید...گیرم که گاه و بیگاه روح من و تو را قلقلک بدهد... گیرم که هر از گاهی به زندگی من و تو ناخنکی بزند... حالا تو هی به ترکهای...
  • آمار (سه‌شنبه 31 مرداد 1396 19:16)
    بنابر گزارش خبرگزاری مهر: در سرشماری سال ۹۵ تعداد مردان متاهل از زنان متاهل بیشتر شده است . ((در سرشماری ۹۵ تعداد مردان دارای همسر ۲۱ میلیون و ۲۵۹ هزار و ۲۶۹ نفر اعلام شده است در حالی که زنان دارای همسر ۲۱ میلیون و ۱۴۰ هزار و ۵۲۳ نفر سرشماری شده اند. از آنجا که در شرایط فرهنگی و اعتقادی ایرانیان امکان چند همسری از سوی...
  • یک مرد ، مرا به تکرار تاریخ نوید می دهد ! (یکشنبه 29 مرداد 1396 06:50)
    و مصدق مردی بود ... مصدق در مورد دادگاهش و علل محاکمه خود چنین می‌گوید : » در طول تاریخ مشروطیت ایران این اولین بار است که یک نخست وزیر قانونی مملکت را به حبس و بند می‌کشند و روی کرسی اتهام می‌نشانند … به من گناهان زیادی نسبت داده‌اند ولی من خودم می‌دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان...
  • کوزه (سه‌شنبه 24 مرداد 1396 16:44)
    این حکایت رو دوست دارم ((در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و...
  • مهمان نوازان زنده اند ! (شنبه 21 مرداد 1396 23:51)
    دوست عزیزی که کاری می کند کارستان بر روی فرهنگ مردم استان چهارمحال و بختیاری ، متنی برایم نوشته بود از مهمان نوازی بینظیر اهالی یک روستا . حرفهایش - نوشته هایش - یادآور بسیاری خاطرات خوب بود و انسانهای خوب . در پاسخ ، من هم خاطره ی زیر را نوشتم . و البته اگر اینترنت نفتی دهات ما یاری کند ، عکس هایش ... درود رفیق شکی...
  • با هماهنگی صاحب شنبه! (شنبه 14 مرداد 1396 23:44)
    امروز هم می آیی.... در را باز میکنم، تمام قد در آستانه در ایستاده ای! زیر لب سلام میدهی و بعد ساکت و سنگین روی مبل لم میدهی. مثل نوزده سالگی ام دستپاچه چایی میریزم. میدانم کمرنگ باید باشد، بعد غذایی را که باعشق پخته ام در بشقابی میریزم. عجله میکنم....همیشه عجله دارم... همیشه مضطربم...به استرس معتاد شده ام...ولی اذیت...
  • پدر ... (یکشنبه 8 مرداد 1396 17:19)
    عباس موسوی عزیز، دوست من ، دوست ما ، تسلیت .
  • جامعه شناسی سوختن! (پنج‌شنبه 5 مرداد 1396 00:08)
    دیروز متنی خواندم با این مضمون که مریم میرزاخانی شخص شخیصی نبوده و رییس جمهور با انتشار عکس او در صفحه اینستلگرامش بی حجابی را رواج داده و اصلا عددی نبوده که مقامات برایش پیام تسلیت بنویسند!!!!!! در کانال تلگرامی اساتید کشوری هم برخی اساتید اذعان داشتند که مریم میرزاخانی چندان نخبه نبوده...فقط پنج مقاله نوشته و ما...
  • آدم فروش (سه‌شنبه 3 مرداد 1396 20:22)
    طی چند سال اخیر صحبت های زیادی بابت صرفه جویی در مصرف آب مطرح شده و انواع راهکار ارائه شده است.امسال نیز بی نصیب نمانده و راهکارسال 96 ظاهرا خیلی خوب و جذاب است و منطقا بایست کسی را که در این شرایط به مصرف بی رویه آب دست میزند به مقامات ذی ربط معرفی کرد و بقول معروف آنها رافروخت. یاد آوری چند نکته: 1 - ((وزیر نیرو با...
  • تکه ای از یک روایت (شنبه 31 تیر 1396 19:19)
    تکه ای از یک روایت .... پدر کم می­خندید ، اما همیشه کاری می­کرد که ما بخندیم . خودش فقط لبخند می­زد . از او بجز یادش و اسمش ، لبخندش هم برایم به ارث رسید . اما من می­خواهم بخندم . می­خواهم خنده­ایم به وارث برسد . اگر این سردرد لعنتی بگذارد ، بالاخره یک روز حتما وصیت­نامه­ ام را هم خواهم نوشت . نمی­شود که از همه ­ی...
  • رادیاتور (سه‌شنبه 27 تیر 1396 19:55)
    پنجشنبه هفته پیش سر صبحی تو اون هوای دل انگیز و خنکای بارون تابستونی واسه خودم سرحال و سرخوش رفتم سرکار نزدیک شرکت وقتی ماشین رو پارک کردم هر کاری کردم شیشه بالا نرفت و ماشین پرت پرت کرد و خاموش شد هر کاری کردم روشن نشد که نشد زنگ زدم یکی دو تا از دوستام اومدن سراغم تو این فاصله کاپوت رو زدم بالا یه کم سیم ها و غیره...
( تعداد کل: 659 )
   1       2       3       4       5       ...       22    >>