X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • دندون (سه‌شنبه 28 شهریور 1396 19:43)
    حدودا دو هفته دندون درد داشتم برای منی که هرشب مسواک میزنم و جنس دندونام خوبه، کمی آزار دهنده بود اما ظاهرا رسیده بود به عصب و غیر از لیدوکائین هیچی آرومش نمیکرد. خلاصه پونزده روز با مکافات درد و البته آرامش پس از لیدوکائین رو تجربه کردم هنوز هم دلیلی پیدا نکردم که چرا با این درد، مبارزه محکوم به شکستی رو راه انداخته...
  • عافیت طلبی ... (یکشنبه 26 شهریور 1396 18:18)
    والیبال ایران به اولین موفقیت جهانی دست یافت . خبری که به اندازه ی کافی ، در این روزهای خمودگی و رخوت ، خوشحال کننده است . دم همه ی بچه های تیم ملی ایران هم گرم . اما ... شرایط جدول در صبح آخرین روز مسابقات به گونه ای بود که اگر آمریکا از ایتالیا می بُرد ، و ایران از فرانسه ، آنگاه ایران می توانست با برد مقابل فرانسه...
  • روح شرقی (سه‌شنبه 21 شهریور 1396 17:47)
    مرحوم محمد قاضی، مترجم پیشکسوت و بلندآوازه کشورمان در کتاب خاطراتش روایت می کند : در پنجمین سالی که به به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولتی وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند. جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه...
  • دسترماتوئید (سه‌شنبه 14 شهریور 1396 18:24)
    دیشب تو مترو بی حوصله از درد دندون تو عوالم خودم بودم که یهو آب دهنم به جای مری رفت سراغ نای، کلی سرفه کردم باتوجه به وجود آثار درد به دلیل دندون درد، کسانی که تو مترو نشسته بودن واکنش نشون دادن یکی میگفت بخاطر آلودگی هواست اون یکی گفت ویروس اومده دیگری به مگس های سفید ربطش داد خلاصه هرکی یه چیزی میگفت یه بنده خدا...
  • سیاهی آن چشم ها (یکشنبه 12 شهریور 1396 00:33)
    یکم : دو چشمم درد چشمون تو چیناد نوا دردی که بر چشمت نشیناد دوم : بی هیچ مقدمه و تعارفی : در کثیف ترین دوران تاریخ روزگار می گذرانیم ! سوم : به عکس های علیرضا رجایی نگاه کنید : یکی سال 1378 که منتخب بیست و هشتم مجلس از تهران بود و منتصب نشد ! یکی سال 1396 . به عکس چشم تخلیه شده ی علیرضا رجایی نگاه کنیم تا باور کنیم که...
  • تو و عکسای دیروزت منو شعرای این دفتر (سه‌شنبه 7 شهریور 1396 18:38)
    کلا آدم نوستالژیکی هستم و طبعا عکس های قدیمی برام عزیز و دوست داشتنی هستند. هر وقت عکس های ایران قبل از انقلاب 57 رو میبینم محو اونهمه رنگ ، شادی، طراوت و حس زندگی میشم تنوع پوشش زنان و مردان، رنگ اتومبیل ها،نور خیابون ها و مغازه ها،تمیزی و نشاطی که توی عکس ها فریاد میزنن همیشه باعث میشن حسرت این رو بخورم که چرا سی،...
  • بادامهای تلخ (پنج‌شنبه 2 شهریور 1396 01:35)
    باشد...باشد... بادامهای تلخت را تعارف کن! روزی هزاربار عمیق بودن خودت و سطحی بودن مرا به رخم بکش! خب که چی؟ مرگ برای همه اتفاق میافتد...گیرم گاهی لوطی گری کند و کمی دیرتر سراغ عزیزان من و تو بیاید...گیرم که گاه و بیگاه روح من و تو را قلقلک بدهد... گیرم که هر از گاهی به زندگی من و تو ناخنکی بزند... حالا تو هی به ترکهای...
  • آمار (سه‌شنبه 31 مرداد 1396 19:16)
    بنابر گزارش خبرگزاری مهر: در سرشماری سال ۹۵ تعداد مردان متاهل از زنان متاهل بیشتر شده است . ((در سرشماری ۹۵ تعداد مردان دارای همسر ۲۱ میلیون و ۲۵۹ هزار و ۲۶۹ نفر اعلام شده است در حالی که زنان دارای همسر ۲۱ میلیون و ۱۴۰ هزار و ۵۲۳ نفر سرشماری شده اند. از آنجا که در شرایط فرهنگی و اعتقادی ایرانیان امکان چند همسری از سوی...
  • یک مرد ، مرا به تکرار تاریخ نوید می دهد ! (یکشنبه 29 مرداد 1396 06:50)
    و مصدق مردی بود ... مصدق در مورد دادگاهش و علل محاکمه خود چنین می‌گوید : » در طول تاریخ مشروطیت ایران این اولین بار است که یک نخست وزیر قانونی مملکت را به حبس و بند می‌کشند و روی کرسی اتهام می‌نشانند … به من گناهان زیادی نسبت داده‌اند ولی من خودم می‌دانم که یک گناه بیشتر ندارم و آن این است که تسلیم تمایلات خارجیان...
  • کوزه (سه‌شنبه 24 مرداد 1396 16:44)
    این حکایت رو دوست دارم ((در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی شانه اش می گذاشت و برای خانه اش آب می برد. یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت. هربار که مرد مسیر خانه اش را می پیمود نصف آب کوزه می ریخت. مرد دو سال تمام همین کار را می کرد. کوزه سالم و...
  • مهمان نوازان زنده اند ! (شنبه 21 مرداد 1396 23:51)
    دوست عزیزی که کاری می کند کارستان بر روی فرهنگ مردم استان چهارمحال و بختیاری ، متنی برایم نوشته بود از مهمان نوازی بینظیر اهالی یک روستا . حرفهایش - نوشته هایش - یادآور بسیاری خاطرات خوب بود و انسانهای خوب . در پاسخ ، من هم خاطره ی زیر را نوشتم . و البته اگر اینترنت نفتی دهات ما یاری کند ، عکس هایش ... درود رفیق شکی...
  • با هماهنگی صاحب شنبه! (شنبه 14 مرداد 1396 23:44)
    امروز هم می آیی.... در را باز میکنم، تمام قد در آستانه در ایستاده ای! زیر لب سلام میدهی و بعد ساکت و سنگین روی مبل لم میدهی. مثل نوزده سالگی ام دستپاچه چایی میریزم. میدانم کمرنگ باید باشد، بعد غذایی را که باعشق پخته ام در بشقابی میریزم. عجله میکنم....همیشه عجله دارم... همیشه مضطربم...به استرس معتاد شده ام...ولی اذیت...
  • پدر ... (یکشنبه 8 مرداد 1396 17:19)
    عباس موسوی عزیز، دوست من ، دوست ما ، تسلیت .
  • جامعه شناسی سوختن! (پنج‌شنبه 5 مرداد 1396 00:08)
    دیروز متنی خواندم با این مضمون که مریم میرزاخانی شخص شخیصی نبوده و رییس جمهور با انتشار عکس او در صفحه اینستلگرامش بی حجابی را رواج داده و اصلا عددی نبوده که مقامات برایش پیام تسلیت بنویسند!!!!!! در کانال تلگرامی اساتید کشوری هم برخی اساتید اذعان داشتند که مریم میرزاخانی چندان نخبه نبوده...فقط پنج مقاله نوشته و ما...
  • آدم فروش (سه‌شنبه 3 مرداد 1396 20:22)
    طی چند سال اخیر صحبت های زیادی بابت صرفه جویی در مصرف آب مطرح شده و انواع راهکار ارائه شده است.امسال نیز بی نصیب نمانده و راهکارسال 96 ظاهرا خیلی خوب و جذاب است و منطقا بایست کسی را که در این شرایط به مصرف بی رویه آب دست میزند به مقامات ذی ربط معرفی کرد و بقول معروف آنها رافروخت. یاد آوری چند نکته: 1 - ((وزیر نیرو با...
  • تکه ای از یک روایت (شنبه 31 تیر 1396 19:19)
    تکه ای از یک روایت .... پدر کم می­خندید ، اما همیشه کاری می­کرد که ما بخندیم . خودش فقط لبخند می­زد . از او بجز یادش و اسمش ، لبخندش هم برایم به ارث رسید . اما من می­خواهم بخندم . می­خواهم خنده­ایم به وارث برسد . اگر این سردرد لعنتی بگذارد ، بالاخره یک روز حتما وصیت­نامه­ ام را هم خواهم نوشت . نمی­شود که از همه ­ی...
  • رادیاتور (سه‌شنبه 27 تیر 1396 19:55)
    پنجشنبه هفته پیش سر صبحی تو اون هوای دل انگیز و خنکای بارون تابستونی واسه خودم سرحال و سرخوش رفتم سرکار نزدیک شرکت وقتی ماشین رو پارک کردم هر کاری کردم شیشه بالا نرفت و ماشین پرت پرت کرد و خاموش شد هر کاری کردم روشن نشد که نشد زنگ زدم یکی دو تا از دوستام اومدن سراغم تو این فاصله کاپوت رو زدم بالا یه کم سیم ها و غیره...
  • میم ...مثل ؟؟؟ (یکشنبه 25 تیر 1396 07:45)
    میم مثل مریم . مثل میرزاخانی . مثل ماندگاری تا ابد . میم مثل مرگ . مثل مایه های نکبت و فساد و نفرت . برخی ها مخاطب خاصشان فقط یک نفر است .کارشان هم به زیان یا به سود خودشان و شاید یکنفر دیگر باشد . برخی ها مخاطب خاصشان ، یک قشر یا یک شهر یا یک قوم است . ردپایشان هم در تاریخ و جغرافیای همان محدوده باقی می ماند . یکی هم...
  • به بهانه ۱۸تیر... (چهارشنبه 21 تیر 1396 19:15)
    لعنت به ۱۸تیر! لعنت به این روزها که یاداور خاطراتی است که نمیخواهی به یادشان داشته باشی! روزهایی که دلت نمیخواهد بیایند.. چیزهایی که نمیخواهی در تو زنده شوند... تازه اصلاحات داشت جان میگرفت؛ ذهن ها باز شده بود...این را میشد از تحلیل مقاله های زیباکلام که سرکلاس گفته میشد فهمید؛ وقتی در بسیاری از کشورها برخورد تمدنها...
  • هم صحبت (سه‌شنبه 20 تیر 1396 19:43)
    چند روز پیش تو مترو یه آقای تقریبا مسن کنار دستم نشسته بود و سر صحیت رو باز کرد خیلی خیلی خوش صحبت و باسواد بود. اونچه از گفتگوی بیست دقیقه ای مون یادم مونده رو براتون نقل میکنم گفت: فکرمیکنی مرده کسیه که قلبش از کار افتاده باشه، بله اما این فقط یک قرارداده خیلی از مردم جنازه های متحرکن و فقط قسمتهایی از بدن اونها به...
  • بازی روزگار و بازیهای ما .... (شنبه 17 تیر 1396 21:50)
    بازی روزگار و بازیهای ما .... شاید با شروع عصر بازیهای رایانه ای و بدتر از آن ، ولگردیهای همیشگی در شبکه های اجتماعی مجازی ، بازیهای واقعی و گروهی کودکی و خانوادگی و دوستانه نیز کم کم به دیار خاطرات بپیوندند . بازیهایی مثل هفت سنگ ، گرگم به هوا ، یه قل دو قل ، الک دولک ، بازیهای دسته جمعی با توپ در طبیعت و گردشگاه ها...
  • فرهنگ یا بی فرهنگی !! (چهارشنبه 14 تیر 1396 19:22)
    امروز مطلبی خواندم از زیبا کلام در مورد اینکه بعضی کارها در این کشور اگر در زمان فلان کس شده بود چقدر بازخورد متفاوت تری داشت! من بارها و بارها به این مساله برخورده ام. مثلا اگر نمایشگاه عکس عاشورا در دانشگاه برگزار میشود مهم تر از اصل قضیه این است که چه کسی آن را برگزار کرده است؟؟؟ اگر بسیج دانشجویی باشد، حتما در جهت...
  • مدلینگ (سه‌شنبه 13 تیر 1396 18:50)
    هفت خواهر سوترلند، با نامهای سارا، ویکتوریا، ایزابلا، گریس، نااومی، دورا و ماری، بین سالهای ۱۸۴۵ تا ۱۸۶۵ میلادی در مزرعهٔ کوچکی در یکی از روستاهای نیویورک ایالات متحدهٔ آمریکا به نام کامبریا و در خانوادهٔ فقیری به دنیا آمدند. خواهران موهایی بلند و زیبا داشتند. دائماً موهای خود را با ماده‌ای بدبو می‌شستند، موضوعی که در...
  • بیم و امید زیر شاخه های بید مجنون (شنبه 10 تیر 1396 18:00)
    بیم و امید زیر شاخه های بید مجنون روزی که از تو جدا شم http://s8.picofile.com/file/8299319950/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%DB%8C_%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C.html روز مرگ خنده هامه روز تنهایی دستام فصل سرد گریه هامه توی اون کوچه ی غمگین جای پاهای تو مونده هنوزم اون بید مجنون عکس قلبتو پوشونده بعد تو...
  • ما آدمها! (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 01:34)
    زندگی میان آدمها چندان ساده نیست. هرکس خلق و خویی دارد و رفتار و چهارچوبهایی که رابطه با دیگران را جور مشخصی تعریف می کند بعضی آدمها رابطه شان را حتی با نزدیکترین کسانشان فاصله گذاری می کنند یعنی حد و مرز مشخصی برایش تعریف میکنند که از قضا نه تنها خوشایند نیست بلکه ارتباط را سخت میکند. یعنی نمیتوانی بفهمی که الان تا...
  • پریدن (سه‌شنبه 6 تیر 1396 22:12)
    میگن جایی که ترسیدی باید بپری چون اونجا، جایی هست که موفق شدن یا نشدنت رو مشخص میکنه. اما نمیگن اگه پریدی و به فنا رفتی چی؟ اگه این پریدن غیر از خودت دیگران و هم له کرد چی؟ باید به ترس غلبه کرد قبول باید شجاعت داشت خیلی خوب، اما مرز شجاعت و حماقت کجاست؟ این مرز رو کی تعیین میکنه؟ اصلا کی میتونه جای دیگری باشه و براش...
  • عشق جنی ! (یکشنبه 4 تیر 1396 01:30)
    هر طور شده باید ته و توی قضیه را دربیاورم . از کجا معلوم که راست نباشد ؟ شاید راست باشد ! حتما راست است. همه ­ ی مردم که دروغ نمی­گویند . حتما جن هست و حتما همان جاست . این طور که می­گویند با کسی هم کاری ندارد. جن بی­آزاری است . فقط دنبال یک نفر خاص می­گردد . یا کسی شبیه آن یک­نفر. او هم که حالا دیگر اینجا نیست . من...
  • .... (پنج‌شنبه 1 تیر 1396 11:34)
    چقدر سنگینم! حس مادری رادارم که بچه مرده ای درشکم دارد. غم گنگی دارد که توجیهی برای سوگواری اش نیست.. مرثیه ای برای سرودن نمیداند! نفسم را به سختی فرومیبلعم و باز به دستان خالی ام نگاه میکنم.. دستهایم خالی است.... خالی خالی... دلم آشوب میشود. چطور میتوانم چیزی را پس بگیرم که ازآن من است!!! حقی را که وقیحانه از من...
  • ماجرا (سه‌شنبه 30 خرداد 1396 19:01)
    چند روز پیش یه ویدئو دو دقیقه ای برام فرستاده بودن که ماجراش از این قرار بود: دو تا خانوم جوان توی خونه بودن،از کمر به پایین کاملا برهنه، پیک براشون غذا آورد شورت هاشون رو درآوردن یکشون مشغول پرداخت وجه غذا بود اون یکی که وسط هال دراز کشیده بود تمام حالات پورن رو اجرا کرد، مرد جوان پیک کمی با تعجب بهشون نگاه میکرد و...
  • زنی که شبیه هیچکس نبود (شنبه 27 خرداد 1396 19:00)
    .... زن ، رو برمی گرداند . پیش از آنکه طره های موی زن جلوی چشمانش پخش شوند ، برق چشمهایش با نگاهم تلاقی می کند . از خواب می پرم . تمام بدنم عرق کرده است . انگار می لرزم . نگاه زن ، چهره ی زن ، هیچکدام از جلوی چشمم دور نمی شوند . اولین چیزی که به ذهنم می رسد را چند بار برای خودم تکرار می کنم : - این زن شبیه هیچکس نیست...
( تعداد کل: 648 )
   1       2       3       4       5       ...       22    >>