X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • فیلسوف‌نمایی در یک شب زمستانی (چهارشنبه 20 بهمن 1395 20:00)
    یک چیزی میگم به من میخندید ولی ایرادی نداره خنده خوبه... به نظرم یه نوع فلسفه هم باید باشه به نام "فلسفه در آشپزخانه". باور کنین از اون فلسفه های اسم و رسم دار میشه. اصلا فکر میکنین چرا مادربزرگهامون انقدر عاقل و مدیر و مدبر شدن؟ چون در مکتب همین فلسفه مشق کردن. باز میخنده! بذارید براتون یه مثال عینی بزنم....
  • کمان آرش (سه‌شنبه 19 بهمن 1395 19:06)
    آورده اند ((در زمان پادشاهی منوچهر پیشدادی، در جنگی با توران، افراسیاب سپاهیان ایران را در مازندران محاصره می کند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح می‌دهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را می‌پذیرند و قرار بر این می‌گذارند که کمانداری ایرانی برفراز البرزکوه تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و توران باشد. آرش از...
  • " این باسن و آن انصاف !! " (شنبه 16 بهمن 1395 14:49)
    " این باسن و آن انصاف ! " دوستی در میان خاطرات کاری خود تعریف می کرد : چند سال قبل ، در پروژه ای در یکی از شهرهای غربی کشور شاغل بودم . با توجه به وضعیت پروازها ، برای رفتن به پروژه باید با هواپیما به شهری دیگر می رفتم که از آنجا تا محل پروژه هم بیش از چهار ساعت راه بود . یک روز هنگام رفتن به پروژه احساس...
  • عدل و‌عدالت (جمعه 15 بهمن 1395 08:22)
    نمی دونم قبلا گفتم یا نه .... به دنیایی که ما تووش هستیم دقت بکنید .... به دنیای حیوانات به جهان وحش ...دقت کنید .. هر حیوونی غذای یه حیوون دیگه است ... .... ضعیف همیشه محکوم به فناست ... به بلاهای طبیعی فکر کنید ......... به ناقص الخلقه بودن ... به معلولیت کودکان بی گناه ... فکر کنید ...به غریزه های مختلفی که تو وجود...
  • ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است* (چهارشنبه 13 بهمن 1395 20:00)
    یه وقت‌هایی حس میکنی بار غم و اندوه انقدر روی شونه‌هات سنگینه که نمیتونی تحملش کنی... یه جاهایی انقدر کم میاری که به لاک تنهاییت پناه میبری... یه وقت‌هایی میگی خدایا یعنی این آخریشه؟ و نمیدونی جواب چیه... اونی که داره بار غم روی شونه‌هاش سنگینی میکنه ایرانه... اونی که داره براش از زمین و آسمون میباره ایرانه... اونی که...
  • قمر در عقرب (سه‌شنبه 12 بهمن 1395 19:34)
    چند روز پیش یک عزیزی داشت صحبت میکرد و به شدت گله مند بود از شرایط اقتصادی اش و گفت کاش این یکی دو ماه هم بگذره و از این سال نحس خلاص بشیم و ببینیم سال دیگه چی پیش میاد...ابراز امیدواری کردم براش اما میدونستم با توجه به شرایطی که داره و روند ثابت شرایط زندگی و شغلش خیلی بعید هست اتفاق خاصی بیفته... به این فکر کردم که...
  • دورِ گردون...... (یکشنبه 10 بهمن 1395 20:52)
    این روزها توی دنیا، اتفاق پشت اتفاق هست که داره می افته.... جدای از قصه ی اتفاق های ناراحت کننده ی مملکت خودمون، اعم از پلاسکو و جان باختن هموطنان مون، سیل سیستان و نابسامانی های بوجود آمده و گرد و غبار مهلک جنوب و.... دعواهای جناحی و بعضا و روم به دیوار عربده کشی های بعضی جناحها و خط و نشون و نیش های باز و..... خلاصه...
  • دردودِل (جمعه 8 بهمن 1395 13:25)
    نمی دونم دقت کردید درد و دِل بین آدمها خیلی کم شده ..... علتش هم مشخصه گمونم یا می ترسیم حرف و راز زندگیت پخش بشه ... یا می ترسیم اون درد و دل تبدیل به آتو بشه بکوبن تو سرمون ..... یا ظاهری که از زندگیمون برای دیگران ترسیم کردیم اونقدر با زندگیمون متفاوته که جرات نمی کنیم درد و دل کنیم .... دو کلمه هم یاد گرفتیم به...
  • روی بال فرشته‌ها تا عرش (چهارشنبه 6 بهمن 1395 20:00)
    دیشب شبکه خبر مهمونشون آتش‌نشانی بود که تیرآهن ساختمون پلاسکو از کنار سبد آتش‌نشانیش رد شده و خداروشکر زنده مونده بود. از سوال‌های صدمن یه غاز مجری برنامه که (میگفت از اون بالا چی میدیدی؟! آخه مردک این آدم مرگ از بیخ گوشش گذشته تو درباره‌ی ویوش میپرسی؟!) بگذریم، میرسیم به حرف‌های خودش... بین حرف‌هاش گفت من صداهای ریز...
  • صورت های خسته تا هنوز (سه‌شنبه 5 بهمن 1395 20:14)
    می نویسم و خط میزنم،می نویسم و خط میزنم، می نویسم و خط میزنم... می نویسم از بی مسئولیتی و نالایقی به اصطلاح مسئولین که توانایی مدیریت آتش سوزی و فروپاشی یک ساختمان را ندارند و داعیه شان برای مدیریت جهان گوش فلک را کر کرده است و خط میزنم... می نویسم از دروغ پردازترین رسانه جهان که قرار بود دانشگاه باشد و خط میزنم... می...
  • وظیفه مندی (یکشنبه 3 بهمن 1395 23:06)
    از روزهای داغ فاصله می گیریم، از روز های غم، اندوه، زیر و رو کردن خبرها و چشم از دوربین شبکه خبری که ثابت و یه جا کاشته شده بود و از دورا دور یه چیزایی رو نشون میداد و نشون نمیداد فاصله گرفتیم... از روز پر از بغض و اشک های بی اختیار که با دیدن هر عکس از بی نشانان بی آنکه بشناسیم یا نشناسیم، فاصله گرفتیم.... اما چشم...
  • اندوه بی پایان (شنبه 2 بهمن 1395 23:59)
  • پلاسکو (پنج‌شنبه 30 دی 1395 19:24)
    ۱. زلزله اگه تو تهران زلزله بیاد چند تا ساختمون مثل ساختمون پلاسکو با خاک یکسان میشه ... امروز چشم هامو بستم و این صحنه ها رو تصور کردم ... تو این شهر شلوغ تو این کوچه هایش باریک ... حجم آوار و آدمهای زیرش ..... ۲. آتش سوزی ... زلزله چند ثانیه است و خراب شدن ساختمانها چند دقیقه ... اما لوله های رو کار گاز ... منبع های...
  • سیاه، سفید، خاکستری (چهارشنبه 29 دی 1395 20:00)
    یک گورستان بی انتها... پر برف و سرد، با سنگ قبر های خاکستری و یک اندازه که تا چشم کار میکند پشت هم چیده شده اند. زنی با بارانی سیاه که کلاهش را به سر گذاشته، رو به روی یک قبر زانو زده و با دقت نوشته های سنگ را که عمود ایستاده میخواند. گویی مرده ها به احترام نگاهش ایستاده مرده اند...
  • پرسه در پرسه در پرسه (سه‌شنبه 28 دی 1395 20:16)
    به احتمال خیلی زیاد و قریب به یقین اکثر شما این داستان کوتاه رو خونده یا شنیده اید ((موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید و به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.همه گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی نداردماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید.ازمرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند و گاو رابرای...
  • زمستان (دوشنبه 27 دی 1395 23:56)
    یکی دو شب گذشته هوا سردتر شده بود. قبل از خواب لباس بیشتری تن بچه ها کردم... درجه شوفاژ را هم بردیم بالا... وقتی خوابشون برد چند باری رفتم و دست کشیدم به گونه هاشون ... به پاهاشون که ببینم سردشون نباشه... برای خودم قبل از خوابیدن یک لیوان چای ریختم... لیوان چایم را از خانه بابا آورده ام و به همین بهانه یادش کردم......
  • یک روز از گذشته.... (یکشنبه 26 دی 1395 23:03)
    قبل از اینکه ساعت زنگ بزنه بیدار بودم ... سپیدی آسمون بارون دیده ی دیشب و عطر خنک پاییزی که از لای در ِ دو جداره ی تراس ! بازهم تو می زنه ...و تو رو مجبور میکنه که پتوی ملافه سفید رو بیشتر به خودت بکشی ... هوای خنک ِ اتاق ریه هات رو پر میکنه .. بارون باریده ... نفس بکش که هنوز دود و دم و عناصر ِسبک و سنگین ِ آلوده ،...
  • بدون شرح (شنبه 25 دی 1395 18:59)
  • شادی های نخواستنی (سه‌شنبه 21 دی 1395 19:35)
    یکشنبه وقتی خبر فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی منتشر شد واکنشهای بسیار متفاوتی را در پی داشت اعم از مخالف و موافق، وهر کسی به فراخور برداشت، اندیشه و سوادی که داشت مطلبی میگفت و می نوشت بعضی ها غمگین بودن برخی بی تفاوت عده ای شاد، ولی اکثرا در بهت و حیرت بخاطر ناگهانی بودن این اتفاق... اینکه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که...
  • ترند اول (یکشنبه 19 دی 1395 23:03)
    اونقدر سریع اتفاق افتاد که به تو مهلت نمیده فکر کنی..... اولش شوخی می گیری و می گذری ولی بعد یکی یکی سایت ها و کانال ها و شبکه ها اعلام می کنند... ته دلت یه چیزی زیر و رو میشه.... از امروز بعد ازظهر، از بیمارستان تجریش به عقب می ری... هر روز و هر روز یکی یکی صفحات رو بر می گردی عقب.... رد پاها... صلابت و قدرت و...
  • پدر (شنبه 18 دی 1395 07:50)
    سلام دیروز اولین سالگرد فوت پدرم بود .... آرزو می کنم خداوند از بدیها و گناهان پدرم بگذره و روحش شاد باشه ازتون خواهش می کنم برای پدر من دعا کنید ممنون
  • مارکتینگ (چهارشنبه 15 دی 1395 20:20)
    نمیدونم این تبلیغ تلویزیون رو دیدید یا نه. همون که مهمونِ خوشحال، زنگ میزنه و در غیاب صاحبخونه فریاد میزنه "سلاااام ما داریم میایم خونتون"... بعد اون طرف یه موجود عجیب از وسط پودرهای ژله میپره بیرون که بله بله خوش اومدین ژله آماده است و زود بیاین تا از دهن نیوفتاده! خب من اگه جای صاحبخونه بودم و میرسیدم خونه...
  • مری کریسمس (سه‌شنبه 14 دی 1395 21:12)
    یک هفته الی ده روزی میشه که فضای مجازی پر شده از ((هپی کریسمس و هپی نیو یرر)) عمدتا از طرف کسانی که هنوز سفره شب یلداشون رو جمع نکردن و غذاهای نذری بیست و هشت صفر تو فریزرشون جاخوش کرده، اگه ازشون فرق سال نو با کریسمس و عید پاک رو بپرسی یا عین بز نگات میکنن یا خیلی متفرعنانه میگن برو بابا کی با این چیزها کار داره ......
  • [ بدون عنوان ] (دوشنبه 13 دی 1395 19:18)
    یک وقت هایی می نشینم و نگاهشان می کنم. بچه ها را می گویم... نیما با یک اختلاف سنی 23 ماهه در هیچ کاری از مانی عقب نمی افتد... و این برایم خیلی لذت بخش و در عین حال ناراحت کننده است... خوب یادم هست برای اینکه مانی بگوید (آب) چقدر منتظر بودم و ذوق داشتم. مثل عکاس های حیات وحش که استترار می کنند تا سوژه متوجه حضورشان...
  • کوری (یکشنبه 12 دی 1395 21:15)
    چند وقتی هست که مبحثی مرا در خودش گرفتار کرده و هر چند هرازگاهی بهش فکر میکنم.... اولین جرقه ی این فکر، از خواندن یک خبر برآیم بوجود آمد... و آن خبر، قصاص بود، چشم در مقابل چشم.... تاریکی در مقابل دزدیدن و به یغما بردن روشنایی...... ظالمانه... بی رحمانه.... شقاوتمندانه هست ... که بتوانی کسی رو از دیدن محروم کنی....(...
  • از تنهایی گریه مکن ... (شنبه 11 دی 1395 23:59)
    زینهار تا کلام را به خاطر نان نفروشی ( حضرت شاملو ) گاهی وقتها این حیاط – پارکینگ ساختمان هفتگ بدجوری دلگیر می شود . این دلگیری را آنکه در طبقه ی همکف مستاجر است بیشتر حس می کند . سکوت سراسر ساخنمان را پر می کند . انگار همه ی درها روی اندک آدمهای ساکن ساختمان قفل شده اند . صدای سوت زدنهای شادمانه که هیچ ، صدای سوتی که...
  • شوهر (جمعه 10 دی 1395 09:10)
    1. به نظر من ... ژانر این شوهر هایی که ..... که اصلا کار به کار زن شون ندارن ... بهش اعتماد صد در صد دارن ..... دخالتی تو مسائل خصوصی نمی کنن....ِِِِِِ.... دست به تلفن همراه اش نمی زنن .... غر غر نمی کنن ........ کمک حال همسرشوننن .... بی دریغ حمایت مالی می کنن ... ....ِ در هیچ مسله ایی " سین جیم " تو کارشون...
  • دنیای بی جان (چهارشنبه 8 دی 1395 20:02)
    زمانی بودی که هیچ چیز جزء خودت نداشتیم. حق بده امروز که همه چیز داریم اشک به چشمانمان بیاید وقتی دیگر نداریمت... برای تمام روزهای کودکی ... به یاد تمام عکس برگردان ها، کیف و دفتر و لیوان هایش... به خاطر تجربه صف عریض و طویل سینمایی اش... به پاس بازگشت دوباره و چشاندن مزه خوب گذشته اش... به احترام روح بانو دنیا فنی...
  • مترو (سه‌شنبه 7 دی 1395 20:14)
    1-تو یکماه اخیر به مناسبت ولادت پیامبر اسلام، داخل واگنهای مترو و همچنین محیط ایستگاه ها تابلوهایی را نصب کرده اند که در هر کدوم به یکی از خصایل نیک حضرت محمد(ص) اشاره شده مثلا ((همیشه آراسته و خوشبو بود، عذرخواهی دیگران رامی پذیرفت، چیزی بیشتر از زیردستانش نداشت)) و بسیار از این دست جملات که گوشه تابلو خیلی ریز نوشته...
  • خاطره (سه‌شنبه 7 دی 1395 02:20)
    دو یا سه تا کیف دارم که پر از خاطراتند...سررسید های پر شده ی نوجوانی...یادگاری های روزهای دور... کارت پستال... پاکت های نامه... عکس های مات... و دارایی بی بدیل تمام دختر ها گل خشک شده ی لای کتاب... تا چند سال پیش مثل نفسم دوستشان داشتم. همیشه فکر می کردم یک روزی در آینده ای خیلی دور جعبه ای را می گذارم رو به رویم و با...
( تعداد کل: 664 )
<<    1       2       3       4       5       ...       23    >>