نوشته ای از آقای محمد علی محمدپور :
.
عروسی که دعوت باشیم معمولا ملیحه از 48 ساعت قبل به اردوی آمادگی میرود. البته این برای عروسیهای دور و بیربط و درجه سه و چهار و بالاتر صدق میکند و گرنه که برای عروسی فامیلان درجه یک و دو، این بازهی زمانی به یک هفته و بیشتر هم میرسد. درست برعکس من.
برنامهی زمانی آمادگی من و ملیحه مثلا از صبح روز موعود عروسی به شکل زیر تعریف میشود. قابل ذکر است که عموما روز قبلش برنامه به همین شکل است منتهی آن یکی به مثابه بازی تدارکاتی برای روز موعود است. و ضمنا بنده از ذکر ماوقع خرید لباس روزهای قبل هم درمیگذرم!
ملیحه- 6 تا 8 صبح: حمام / 8 تا 10: آرایشگاه / 10 تا 12: انتخاب لباس از بین لباسها و چک کردن اینکه تا حالا جایی دیده شده یا نه و چک کردن با سایر مدعوین! / 12 تا 14: پروف لباس / 14 تا 16: اِ... این طرح دکمهی روی آستین به طرح روی گل کفشم نمیاد! / 16 تا 18 تعویض دوباره لباس / 18 تا 20: خانم جلوی آینه، من: دیر شد دیگه ملیحه! / 20 تا 22: الان اومدم دیگه اَه! / 22:00 بریم دیگه! / در این لحظه بنده ظرف 10 ثانیه فِرت شلوار را بالا میکشم. بعد 10 ثانیه بحث میکنیم چرا کت و شلوار منو ندادی خشکشویی ملیحه! ملیحه: خوبه که بپوش بابا! بعد 10 ثانیه هم طول میکشد من بپوشمش و برویم. دیر هم میرسیم عموما!
میدانید مَثَل عروسی رفتن ملیحه به نظرم مثل حضور در المپیک میماند که شخصی دو سال برای المپیک آماده میشود و میرود المپیک مثلا 5 دقیقه مبارزه می کند و اوت میشود و برمیگردد. با کسی که میرود بعد از دوسال تمرین سه تا تیر درمیکند و اوت میشود و برمیگردد. من هم که تمرینی نکردهام پنج دقیقه مبارزه میکنم و برمیگردم. هیچی به هیچی! ملیحه از هیچچیز عروسی راضی به نظر نمیرسد. بعد برمیگردیم از عروسی، کل پروسه به طور عکس تکرار میشود. بنده هم میکشم پایین و میروم میخوابم...
سه شنبه های دوست داشتنی
خیلی باحال بود آقای باقرلو
دقیقاً پروسه عروسی رفتن ما خانوما همینه که آقای نویسنده گفت!!!!!!!!!!!!!! اصلا معضلیه واسه خودمون.... خداییش چرا مسئولین رسیدگی نمیکنن!!! خودمون هم خسته شدیم بخدا
سلام

فک نمیکردم این پروسه واقعا این قدر طول بکشه
یه بار یه سخنرانی روانشناسی گوش میدادم درباره همین موضوع صحبت روی قرار گرفتن ما ایرانی ها تو جو و شرایط مثبت و انرژی بخش بود و اینکه ما معمولا مراسم عزا رو از اول تا آخرش هستیم و مراسم عروسی رو بدلیل همین آمادگی ها دیر میرسیم و در آخر این جمله رو بیان کردن که بابا مطمئن باشید هیشکی تو عروسی نمیاد کسی رو ببینه همه میان خودشون نشون بدن. برید فقط از جو شاد و مثبت اونجا انرژی بگیرید و برگردید ...
به نویسنده محترم بفرمایید .پرو لباس درسته نه پروف
هورام بانو
همه میان خودشون رو نشون بدن ، ولی نگاه هم می کنن ببینن کی چی پوشیده ;)
-
گامهای این پروسه، تو خونه ما هم همینجوری T فقط نمی دونم چرا همیشه من باید منتظر حاضر شدن همسر بمونم!!!
"چرا کت و شلوار منو ندادی خشکشویی ملیحه!" بخوبی نشون دهنده انتظارات آقای نویسنده از همسرشون و پایبندی ایشون به معدله "همسر=سرویس دهنده"هست
وقتی خودشون تا این حد به کلیشه ها به نفع جنس خودشون پابند هستن،نمی تونن از وجود باقی کلیشه های جنسیتی ناراضی باشن.
یک بار توی جشن عروسی یکی از نزدیکان در یک باغ، بانوی برزیلی ای رو دیدم که از همسایه های عروس بود. نوع پوشش و برخورد این بانو، برام خیلی جالب بود. ایشون فارسی خیلی کم می دونستند. با یک دست بلوز و شلوار کتون سفید ساده و یه شال سفید حریر، بدون آرایش از اول تا آخر مجلس داشتند با مهمان ها می رقصیدند و انگار از ته دل لذت می بردند! واقعا شادی رو می شد توی چهره شون و خنده های بی ریاشون دید!! اون شب با خودم فکر کردم کسی که بیشتر از همه از این جشن لذت برد همین خانم رُز بود!!
عالی بود برادر
لایک به کامنت زهرا.ش
جدی همینه اصلا شک نکنین تازه فکر کنم تو پروسه شما آقایون یه خواب طولانیه تا دقیقه نود رو یادتون رفت
خیلى ماه نوشتى محدن بخصوص اونجاش که شلوارو فررررررت میکشى بالا و بعدش که میکشى پایینو میرى میخوابى