هفتگ
هفتگ

هفتگ

عقیده

کلی مقدمه و موخره و تعریف جامع و مانع نوشته بودم که یهو نت قطع شد و کلا پرید نمیدونم چرا ذخیره نشد!؟

بگذریم خلاصه اش این که باید به عقاید و اعتقادات همدیگه احترام بذاریم ولو غیر عقلانی و کاملا خرافی و جاهلانه، میگم احترام بذاریم نه اینکه بپذیریم نقد کنیم نه توهین،ناراحت و آزرده کردن صاحب عقیده هرگز باعث نمیشه اون نسبت به عقایدش تشکیک قایل بشه و بازبینی کنه تفکراتش رو بلکه متعصب تر میشه و بیشتر بر عقایدش پافشاری میکنه.

برخی از دوستان میگن اونا به ما احترام نمیذارن و به عقایدمون علنی توهین میکنن چرا ما نکنیم؟ در اینصورت تفاوت مایی که ادعا داریم میفهمیم و دارای تعقل هستیم با فرد جاهلی که اصرار به عقایدش داره چیه؟!

به نظرم هر عقیده واعتقادی قابل انتقادهست و میشه به بوته نقدکشیدش،حلاجی اش کرد و کوبیدش، اما توهین نه.

بیاییم کمی اهل تسامح و تساهل باشیم محکم از عقیده خودمون دفاع کنیم به هر چه که تصور میکنیم غلط و اشتباه است بتازیم و جلوش قد علم کنیم اما مودبانه نه همراه توهین و تحقیر...

واگویه

 کاش آدمها قلب نداشتن، اونوقت هیچوقت هیشکی غصه نمیخوردو دلش نمی شکست باید همیشه شاد بود و دنبال خوشی گشت چرا که غم و اندوه بدون هیچ دعوت و اشتیاقی خودش ما رو پیدا میکنه و به درونمون راه پیدا میکنه.باورم  اینه که خوشبخت ترین افراد کسانی هستن که بدون ایجاد دلخوری و ناراحتی حرف دلشون رو به دیگران میزنن و احساساتشون رو بیان میکنن،با شناختن مردم همیشه یک کمی دلمون برایشون می سوزه، واسه  همینه که با غریبه ها راحت تر هستیم. چون هنوز تو اون لحظه دلسوزی و تنفر شروع نشده. همیشه دنبال پولیم و فکر میکنیم پول همه چیز است اما وقتی بدستش میاریم متوجه میشیم کاملا اشتباه کردیم این همه جا صادقه حتی تو جامعه مادی زده و ترسناک امروز کشورمون،اشتباه است اگه بگیم عشق کوره حقیقت این که عشق نسبت به نقص ها و ضعف هایی که به خوبی می بینهبی تفاوته گاهی در وجود کسی که دوست  دارد چیزی می یابد که احساس می کنه تعریف ناکردنیه و بیش از هر چیز دیگه یی اهمیت داره، خوشبحال آدمهای سطحی و بادرک پایین انسان هر چی فهمیده تر و پیچیده تر رنج و عذابش بیشتر،سفید باشی سیاه باشی خوشگل یا زشت  پولدار با فقیر  جنگجو یا صلح طلب، قصه ات که به آخرش برسه مجبوری تسلیم بشی میفهمی تسلیم بدون قید و شرط.......

خیره به روبرو بود خانومی که میانسال بود و مقتدر، وقتی دربست گرفت سرقیمت چونه نزد اونقدر محکم و پشت سرهم  جملات بالا رو تکرار میکرد که متوجه نشدم یه هنرپیشه ست و داره دیالوگ هاش رو حفظ میکنه یا زنی خسته که داره بلند بلند با خودش حرف میزنه و درد دل میکنه، هرچی بود اونقدر تو خودش غرق بود که خلوتش رو بهم نزدم و فقط به صداش توجه میکردم و اون چیزی که از جملاتش یادم مونده بود رو اینجا آوردم.

با شیخ اجل

 

غافلی را شنیدم که خانه رعیت خراب کردی تا خزانه سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفته‌اند هر که خدای را عزّوجلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را برو گمارد تا دمار از روزگارش بر آرد

آتش سوزان نکند با سپند

آنچه کند دود دل دردمند

سر جمله حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتفاق خر بار بر به که شیر مردم در

مسکین خر اگر جه بی تمیزست

جون بار همی‌برد عزیزست

گاوان و خران بار بردار

به ز آدمیان مردم آزار

باز آمدیم به حکایت وزیر غافل، ملک را ذمائم اخلاق او به قرائن معلوم شد در شکنجه کشید و به انواع عقوبت بکشت

حاصل نشود رضای سلطان

تا خاطر بندگان نجویی

خواهی که خدای بر تو بخشد

با خلق خدای کن نکویی

آورده‌اند که یکی از ستم دیدگان بر سر او بگذشت و در حال تباه او تأمل کرد و گفت

نه هر که قوّت بازوی منصبی دارد

به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف

توان به حلق فرو بردن استخوان درشت

ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف

نماند ستمکار بد روزگار

بماند برو لعنت پایدار

هوا بس ناجوانمردانه...

- «کلپتوکراسی» چیست؟

«کلپتوکراسی» نوعی از حکومت است که بر پایه ٔ غارت اموال عمومی و تاراج منابع ملی بنا شده است.

این نوع حکومت بیشتر در کشورهای توسعه نیافتهٔ دارای رژیمهای دیکتاتوری، سرزمین‌هایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله دارند و همچنین اقتصاد آنها دولتی است دیده می‌شود. همسنگ فارسی مناسب و رسا برای این مفهوم ، «دزد سالاری» یا «یغما سالاری» است.

از مشکلات و آسیبهای کلپتوکراسی یکی این است که در آن فساد از سطوح مدیریتی کلان به خُرد گسترش می‌یابد و در جامعه شایع می‌شود و هرکس که به منابعی دسترسی دارد، بسته به میزان نفوذ و توان و جایگاه خود دست یغما و چپاول بدان می‌یازد، پدیده‌ای که خود تباهی جوامع و سقوط اخلاقیات آن را به دنبال خواهد داشت.

دیگر این که چون مبالغی که توسط سردمداران و صاحبان پست و قدرت به تاراج می‌رود همه از منابع عمومی است که بایستی خرج پیشرفت و توسعه شود، بنابراین سطح و کیفیت زندگی و میزان برخورداری مردم به شدت رو به کاهش می‌نهد و رفاه و امنیت اجتماعی در سطح پایینی قرار می‌گیرد.

علاوه بر این به علت دست داشتن صاحبان اصلی قدرت در فسادها، اجازهٔ شفافیت در اقتصاد داده نمی‌شود تا به راحتی به سودجویی‌های خود بپردازند و نتیجهٔ این است که اقتصاد در این کشورها انحصاری، مریض، فاسد، غیرشفاف و ناایمن است.

مشکل دیگر این است که به علت نبود سیستم بوروکراسی درست و مراجع بررسی‌کننده در این موارد و عدم وجود عدالت، کسانی که بر مشاغل دولتی می‌نشینند در هر جایگاهی که باشند بر گردهٔ مردم سوار شده و بر آنان ظلم می‌کنند و درعین حال وظایف خود را انجام نمی‌دهند.

برآیند همهٔ موارد یاد شده این است که در این جوامع فساد، دزدی، رشوه‌خواری و رانت‌بازی رواج می‌یابد و نیز طبقه‌ای ناراضی به‌وجود می‌آید که همان عامهٔ مردمند.

این طبقه براین باورند که حقوقشان ضایع شده و عده‌ای در کشور حقشان را می‌خورند و به ایشان ظلم می‌کنند.

بنابراین، این گروه هم در هر جا که بتوانند دست به تلافی زده و با تخریب کردن، دزدی، درست کار نکردن، کوتاهی در انجام وظایف، کم‌فروشی و احتکار  خشم خود را فرو می‌نشانند و با این توجیه که «حق ماست، همه می‌خورند چرا ما نخوریم» خود و دیگران را قانع می‌کنند.

اینگونه است که اقتصاد یک کشور به سراشیب سقوط و تباهی می‌غلتد و دچار رکود می‌شود.

بدین‌ترتیب فساد اقتصادی و سیاسی در این جوامع تبدیل به فرهنگ غالب شده و جزئی جدانشدنی از زندگی روزمرهٔ مردم می‌شود و فرهنگ و اخلاقیات از آن رخت می‌بندد. بزرگترین مشکل این نظامهای حکومتی «سقوط اخلاقیات و انسانیت» است.

ــــــ

منبع:اینترنت

عذرخواهی

چند روز پیش، دوستی پرسید مسافر کشی سختت نیست گفتم به چندین دلیل نه! چون ارتباط با مردم رو دوست دارم برام لذتبخش هست ضمنا یه کلاس درس جامعه شناسی پویا و دوست داشتنی شده برام که خیلی سال بود دلم لک زده بود براش...

دو سه شب پیش سه تا مسافر جوون  داشتم  بحث جالبی داشتن راجع به فرهنگ عذرخواهی در کشورمون اینکه کمتر کسی عذرخواهی رو بخاطر پذیرش اشتباه انجام میده بلکه عمدتا برای آرامش وجدان خودشون دست به این عمل میزنن و اصولا از صدر تاذیل این سرزمین نایابند افرادی که فرهنگ پذیرش اشتباهشون رو دارند و عموما دنبال توجیه و دلیل تراشی برای رفتار و عملکرد غلط و اشتباهشون هستن.اینکه از افراد  غریبه راحتتر عذرخواهی میکنیم تا خانواده و آشنایان و اصولا افراد نزدیکتر،عذرخواهی و قبول اشتباه در ما نهادینه نشده به همین خاطر هم هست که ظاهرا مدیران ژاپنی رو بخاطر فرهنگ عذرخواهی ستایش میکنیم اما ته دلمون بهشون میخندیدم و مسخره شون میکنیم... اینکه افراد جوون از دو طیف فکری متضاد و مخالف برسر اصول اخلاقی و مشکل اساسی جامعه اتفاق نظر دارن برام جالب بود و امیدوار کننده برای فردای این سرزمین

یادم هست، همه اش

میخوام راجع به بیست و هشت مرداد و کودتا بنویسم میبینم قبلا کلی نوشتن و من با تمام وجود حجم غم سنگین مصدق رو درک میکنم در غروب بیست و هشتم مرداد سال سی و دو خورشیدی...

 میخوام از بانوی غزل معاصر سیمین بهبهانی عزیز بگم که سالمرگش هست و اینکه میخواست دوباره این مرز و بوم را بسازد با خشت جان خویش، اما میگذارم و میگذرم...

خواستم از چهل سال پیش  غروب بیست و هشت مرداد پنجاه و هفت و جنایت سینما رکس آبادان بگم و اینکه هنوز مشخصا و دقیق  معلوم نیست عامل اصلی چه شخص یا جریانی بود، این هم بگذرد که جز رنج و اندوه بی پایان عایدی ندارد...

خواستم از روز جهانی انسان دوستی بگم یاد اون دو تا دوچرخه سواری که با شعار انسانها مهربانند فارغ از مذهب افتادم که در تاجیکستان گیر داعش افتادند، گفتم این را هم بگذارم و بگذرم...

فارغ از شرایط و اوضاع کاش بتونیم اندکی انسان باشیم کمی مهربان و اندکی لبخند...

سلام

دوستان عزیز متاسفانه به دلیل مشکلی که برام پیش اومده این هفته امکان اینکه در خدمتتون باشیم رو ندارم انشاالله از هفته آتی  به روال سابق برمی گردم.

((دروغ فروغ ندارد))

این یه اصل منطقی هست که ببینیم  چه چیزی گفته میشود تا اینکه ببینیم چه کسی می گوید یا همون حدیث انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال...در اصل حرف درستی هست اما یه وقتایی وضعیت گوینده جوری پررنگ هست که خیلی نمیشه به خود حرف توجه کرد مثلا اگه هیتلر راجع به گیاهخواری حرف بزنه میشه گوش کرد و دید چی میگه اما اگه از برابری انسانها بخواد حرف بزنه اونوقت خیلی سخت میشه حتی یه لحظه اش رو تحمل کرد یا مثلا اگه الکسیس از محیط زیست بگه میشه به حرفاش گوش داد اما اگه بخواد راجع به پاکدامنی و عفت صحبت کنه آیا اصلا میشه لحظه یی تحمل کرد...

مثال زیاد هست که خودتون بهتر میدونید  وقتی کسی بارها براحتی دروغ میگه و وسط صلات ظهر مرداد خورشید رو انکار میکنه اصلا میشه به حرفاش گوش داد؟! یا اونی که شعب ابی طالب رو سوئیس توصیف میکنه چه واکنشی باید به حرفاش داشت؟